(๑˙ A kiss of chocolate wine ˙๑)
(๑˙ A kiss of chocolate wine ˙๑)
part ⁷³
توی یکی از خونه های امن سازمان مستقر شده بودن و ادلر نمیخواست بابت غرور بیجا جون هریک از اعضای خانوادهی باقی موندش رو به خطر بندازه نگاهشو روی رادا و جکسون چرخوند که دید سرشو روی شونهی جک گذاشته و خوابش برده و جکسونم سرش توی گوشیش بود و امیلی درحالی که سرش روی پای جیمین بود به خواب رفته بود.
یکی از کوسن های کاناپه رو برداشت و زیر سر امیلی اروم طوری که بیدار نشه تنظیم کرد و اشاره ای به جکسون کرد.
که اونم سر رادا روی یکی دیگه از کوسن گوشه مبل گذاشت و بلند شد و به اتاق کناری خونه رفتن : نقشه ای بابتش داری؟
جیمین : به هکرای سازمان سپردم اگه میتونن اطلاعاتی از اون تماس پیداکنن اما زیاد بابتش امیدوار نیستم از اولشم فقط محض احتیاط اینکارو کردم
جکسون : منظورت چیه؟
جیمین : اون شماره غیرقابل ردیابیه و ردیابیش موقع تماس هم غیر ممکن بود چه برسه حالا اما چیزی که باید بهش توجه کنیم اینه هیچ جنایتی بدون هدف نیست هیچکس یه روز که از خواب بلند شد تصمیم .
نمیگیره برای صبحونه بره پدرمادر دو نفرو منفجر کنه و خودشو همسرش رو تهدید کنه تعيين هدف مجرم به شناخت مسئله و مشکل کمک میکنه و شناخت مسئله به پیدا کردن راه حل مناسب هوم؟ هنوزم از روشای کلاسیک تحلیل استفاده میکنی پس
اگه هیچ کس ندونه منو تو خوب میدونیم سازمان طوری هویت ماموراشو مخفی میکنه که انگار اصلا همچین آدمی تو کل این کره ی خاکی وجود هم نداره و یه نفر چطوری سر از خاک درآورده که منو تمام اطرافیانمو با این دقت میشناشه جکسون؟
جکسون : فهمیدم میخوای چی بگی؛ اون آدم یا خیلی قدرتمنده یاخیلی نزدیک بینگو! و تو بازم دنبال یه قانون دیگه ی کلاسیکی ؛ برای شروع جنگ باید سه چیزو از دشمنت بدونی : مهارتش ، طمعش حیله گریش
جیمین : بزار بکنمش چهارتا ؛ خواسته اش از شروع جنگ رو هم اضاف کن
اول باید خواستشو مشخص کنیم بعدش اینکه دقیقا عصیانگر کیه؟
جکسون : و بعدش میخوای بازم بری سراغ اون نقشه های...
-ببخشید؟
هر دو به سمت صدا چرخیدن و امیلی رو دیدین که با لبخند مهربونی زل زده بهشون : جونم عزیزم ؟
-ببخشید مزاحم صحبتاتون شدم میخواستم بپرسم کسی اینجا به ماهی حساسیت نداره؟ تن ماهی توی کمد بود و میخواستم چیزی درست کنم بخوریم ولی مطمئن نبودم شماها و رادا هم باهاش اوکی باشید
جیمین : منو رادا ماهی دوست داریم و مشکلی باهاش نداریم
جکسون : بله منم همینطور
-اوکی ببخشید بابت مزاحمت به ادامه صحبتاتون برسید
جکسون : تقریبا تموم شده بود مادام مشکلی نیس
-اوه باش
part ⁷³
توی یکی از خونه های امن سازمان مستقر شده بودن و ادلر نمیخواست بابت غرور بیجا جون هریک از اعضای خانوادهی باقی موندش رو به خطر بندازه نگاهشو روی رادا و جکسون چرخوند که دید سرشو روی شونهی جک گذاشته و خوابش برده و جکسونم سرش توی گوشیش بود و امیلی درحالی که سرش روی پای جیمین بود به خواب رفته بود.
یکی از کوسن های کاناپه رو برداشت و زیر سر امیلی اروم طوری که بیدار نشه تنظیم کرد و اشاره ای به جکسون کرد.
که اونم سر رادا روی یکی دیگه از کوسن گوشه مبل گذاشت و بلند شد و به اتاق کناری خونه رفتن : نقشه ای بابتش داری؟
جیمین : به هکرای سازمان سپردم اگه میتونن اطلاعاتی از اون تماس پیداکنن اما زیاد بابتش امیدوار نیستم از اولشم فقط محض احتیاط اینکارو کردم
جکسون : منظورت چیه؟
جیمین : اون شماره غیرقابل ردیابیه و ردیابیش موقع تماس هم غیر ممکن بود چه برسه حالا اما چیزی که باید بهش توجه کنیم اینه هیچ جنایتی بدون هدف نیست هیچکس یه روز که از خواب بلند شد تصمیم .
نمیگیره برای صبحونه بره پدرمادر دو نفرو منفجر کنه و خودشو همسرش رو تهدید کنه تعيين هدف مجرم به شناخت مسئله و مشکل کمک میکنه و شناخت مسئله به پیدا کردن راه حل مناسب هوم؟ هنوزم از روشای کلاسیک تحلیل استفاده میکنی پس
اگه هیچ کس ندونه منو تو خوب میدونیم سازمان طوری هویت ماموراشو مخفی میکنه که انگار اصلا همچین آدمی تو کل این کره ی خاکی وجود هم نداره و یه نفر چطوری سر از خاک درآورده که منو تمام اطرافیانمو با این دقت میشناشه جکسون؟
جکسون : فهمیدم میخوای چی بگی؛ اون آدم یا خیلی قدرتمنده یاخیلی نزدیک بینگو! و تو بازم دنبال یه قانون دیگه ی کلاسیکی ؛ برای شروع جنگ باید سه چیزو از دشمنت بدونی : مهارتش ، طمعش حیله گریش
جیمین : بزار بکنمش چهارتا ؛ خواسته اش از شروع جنگ رو هم اضاف کن
اول باید خواستشو مشخص کنیم بعدش اینکه دقیقا عصیانگر کیه؟
جکسون : و بعدش میخوای بازم بری سراغ اون نقشه های...
-ببخشید؟
هر دو به سمت صدا چرخیدن و امیلی رو دیدین که با لبخند مهربونی زل زده بهشون : جونم عزیزم ؟
-ببخشید مزاحم صحبتاتون شدم میخواستم بپرسم کسی اینجا به ماهی حساسیت نداره؟ تن ماهی توی کمد بود و میخواستم چیزی درست کنم بخوریم ولی مطمئن نبودم شماها و رادا هم باهاش اوکی باشید
جیمین : منو رادا ماهی دوست داریم و مشکلی باهاش نداریم
جکسون : بله منم همینطور
-اوکی ببخشید بابت مزاحمت به ادامه صحبتاتون برسید
جکسون : تقریبا تموم شده بود مادام مشکلی نیس
-اوه باش
- ۱۶۳
- ۱۸ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط