بگیر از من این هردو فرمانده را

بگیر از من این هردو فرمانده را
"دل عاشق" و "عقل درمانده" را

اگر عشق با ماست ؛ این عقل چیست؟
بکُش! هم پدر هم پدر خوانده را

تو کاری کن ای مرگ ! اکنون که خلق
نخواهند مهمان ناخوانده را

در آغوش خود "بار دیگر" بگیر
من این موج از هر طرف رانده را

شب عاشقی رفت و گم کرده ام
در شیشه ی عطر وامانده را ...
دیدگاه ها (۱)

بس کن او یارِ دِگر دارد..!

از تمام جهانتان فقط یک بوسه را میخواهم و آغوشی تنگکه بفشارد ...

خاک من زنده به تاثیر هوای لب توستسازگاری نکند آب و هوای دگرم...

میانه سینه ما اتشی به نام دل است که یادگار گرانمایه ای ز دلب...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷④ريشه تمام اندوه‌ها؛ توقع داشتن ...

یک سال با اژدها

بگیر+از+من+این+هردو+فرمانده+را"دل+عاشق"+و+"عقل+درمانده"+رااگ...

بگیر از من این هردو فرمانده را"دل عاشق" و "عقل درمانده" رااگ...

بگیر از من این هر دو فرمانده را«دل عاشق» و «عقل درمانده» راا...

بگیر از من این هر دو فرمانده را«دل عاشق» و «عقل درمانده» راا...

در آغوشِ خود بارِ دیگر بگیر"من"، این موجِ از هر طرف رانده را...

در آغوشِ خود بارِ دیگر بگیر"من"، این موجِ از هر طرف رانده را...

❤ ️❤ ️‌:❤ ️❤ ️در آغوش خود "بار دیگر" بگیرمن این موج از هر طر...

بگیر از من این هر دو فرمانده را«دل عاشق» و «عقل درمانده» را ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط