هوای عاشقی ، یارا هوای دیگری دارد
هوای عاشقی ، یارا هوای دیگری دارد
سکوت چشمهای تو، صدای دیگری دارد
چرا یک شب،فقط یک شب نمی آیی به خواب من؟
خیالت شاید این شبها ، سرای دیگری دارد
دل من زیر پای تو ، به جرم عاشقی له شد
ولی جرم من ای ظالم ، سزای دیگری دارد
تو گفتی دوستت دارم ، ببین از من مشو دلگیر
دروغ از تو شنیدن هم ، صفای دیگری دارد
خدایا گرچه کفر است این ولی،باور کن این شبها
دلم کافر شده ، زیرا خدای دیگری دارد
ﺗﻨﮓ ﺍﺳﺖ ﺩﻟﻢ ﺟﺰ ﺗﻮ ﮐﺴﯽ ﻫﻤﺴﻔﺮﻡ ﻧﯿﺴﺖ
ﻣﺴﺘﺎﻧﻪ ﺗﺮ ﺍﺯ ﻧﺎﺯ ﻧﮕﺎﻫﺖ ﺑﻪ ﺳﺮﻡ ﻧﯿﺴﺖ
ﺁﻏﻮﺵ ﭘﺮ ﺍﺯ ﻣﻬﺮ ﻭ ﻭﻓﺎﯾﺖ ﻗﻔﺴﻢ ﺑﻮﺩ
ﺁﺯﺍﺩﻩ ﻧﺒﺎﺷﻢ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺗﻦ ﺑﺎﻝ ﻭ ﭘﺮﻡ ﻧﯿﺴﺖ
ﻓﺮﻗﯽ ﻧﮑﻨﺪ ﺭﻭﺩ ﺑﻪ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﺮﺳﺪ ﺑﺎﺯ
ﺩﺭﯾﺎ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﯼ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺗﺮﻡ ﻧﯿﺴﺖ
ﻋﺎﺷﻖ ﮐﻪ ﺷﺪﻡ ﺷﻌﺮ ﺧﺪﺍﯾﻢ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﮕﺎﺭ
ﺷﺎﻋﺮﮐﻪ ﺷﺪﻡ ﺣﯿﻒ ﺑﻪ ﮐﻮﯾﺖ ﮔﺬﺭﻡ ﻧﯿﺴﺖ
ﺍﯾﻦ ﺑﺮﻑ ﺳﭙﯿﺪﯼ ﮐﻪ ﻧﺸﺎﻧﺪﯼ ﺑﻪ ﺳﺮﻡ ﺯﻭﺩ
ﺍﺯ ﺩﺍﻍ ﺗﻮ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﻧﻪ ﺍﺭﺙ ﺍﺯ ﭘﺪﺭﻡ ﻧﯿﺴﺖ
سکوت چشمهای تو، صدای دیگری دارد
چرا یک شب،فقط یک شب نمی آیی به خواب من؟
خیالت شاید این شبها ، سرای دیگری دارد
دل من زیر پای تو ، به جرم عاشقی له شد
ولی جرم من ای ظالم ، سزای دیگری دارد
تو گفتی دوستت دارم ، ببین از من مشو دلگیر
دروغ از تو شنیدن هم ، صفای دیگری دارد
خدایا گرچه کفر است این ولی،باور کن این شبها
دلم کافر شده ، زیرا خدای دیگری دارد
ﺗﻨﮓ ﺍﺳﺖ ﺩﻟﻢ ﺟﺰ ﺗﻮ ﮐﺴﯽ ﻫﻤﺴﻔﺮﻡ ﻧﯿﺴﺖ
ﻣﺴﺘﺎﻧﻪ ﺗﺮ ﺍﺯ ﻧﺎﺯ ﻧﮕﺎﻫﺖ ﺑﻪ ﺳﺮﻡ ﻧﯿﺴﺖ
ﺁﻏﻮﺵ ﭘﺮ ﺍﺯ ﻣﻬﺮ ﻭ ﻭﻓﺎﯾﺖ ﻗﻔﺴﻢ ﺑﻮﺩ
ﺁﺯﺍﺩﻩ ﻧﺒﺎﺷﻢ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺗﻦ ﺑﺎﻝ ﻭ ﭘﺮﻡ ﻧﯿﺴﺖ
ﻓﺮﻗﯽ ﻧﮑﻨﺪ ﺭﻭﺩ ﺑﻪ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﺮﺳﺪ ﺑﺎﺯ
ﺩﺭﯾﺎ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﯼ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺗﺮﻡ ﻧﯿﺴﺖ
ﻋﺎﺷﻖ ﮐﻪ ﺷﺪﻡ ﺷﻌﺮ ﺧﺪﺍﯾﻢ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﮕﺎﺭ
ﺷﺎﻋﺮﮐﻪ ﺷﺪﻡ ﺣﯿﻒ ﺑﻪ ﮐﻮﯾﺖ ﮔﺬﺭﻡ ﻧﯿﺴﺖ
ﺍﯾﻦ ﺑﺮﻑ ﺳﭙﯿﺪﯼ ﮐﻪ ﻧﺸﺎﻧﺪﯼ ﺑﻪ ﺳﺮﻡ ﺯﻭﺩ
ﺍﺯ ﺩﺍﻍ ﺗﻮ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﻧﻪ ﺍﺭﺙ ﺍﺯ ﭘﺪﺭﻡ ﻧﯿﺴﺖ
- ۴۳۱
- ۰۶ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط