زمانی جای سیگار،نازاو را میکشیدم.

زمانی جای سیگار،نازاو را میکشیدم.
زمانی جای قلیان،برلبان او بوسه میزدم!
زمانی جای سیگار،عاشقانه هایم رابه اومیگفتم.
من هم زمانی نفس کسی بودم!
حالا اوشد نفس دیگری،
نفس من شد دود سیگار....
دیدگاه ها (۵)

دچار پوچی شوده ایم افکاره پوچمان با اسانس خفت و بوی تعفن خرا...

اجساد.پوکه هستند باقی مانده از گلوله های جنگ...وکودکان ضخم ه...

بله اینجوریاس

@

کپشن رو ببین

P6 .PRISON MAFIA.

اوایل که ساختمانِ رو به رویی را تخریب می کردند دلم گرفت و نا...

dark life = 20

رمان تهیونگ

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

رمان { همسایه ای از جنس شب و روز }

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁹⁵لب‌هام رو روی هم فشار دادم.+اره..دوست...

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧 part:79 [روز بعد، شرکت کیم، 12:38pm] جیمین در دفتر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط