اد آن شب ه ترا ددم و گفت






ياد آن شب كه ترا ديدم و گفت 
دل من با دلت افسانه عشق 
چشم من ديد در آن چشم سياه 
نگهی تشنه و ديوانه عشق 


#فروغ_فرخزاد🍂
🌙
دیدگاه ها (۱)

️در مجلـــسِ عُشّـــاق، قراری دگــر استوین باده ی عشق را، خم...

️نظر آوردم و بردم که وجودی به تو ماند همه ا...

عاشقی را چه نیازیستبه توجیه و دلیلکه تو ای عشقهمان پرسش بی‌ز...

‌آنکه مست آمد و دستی به دل ما زد و رفتدر این خانه ندانم به چ...

پدر كه باشي مجبوري فرق بين صورتي ياسي آدامسي و كالباسي را بف...

عجب صبري خدا دارد!اگر من جاي او بودمهمان يك لحظه اول، كه اول...

سعادت جو دگر باشد و عاشق خود دگر باشدندارد پای عشق او کسی کش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط