ياد آن شب كه ترا ديدم و گفت 
دل من با دلت افسانه عشق 
چشم من ديد در آن چشم سياه 
نگهی تشنه و ديوانه عشق 


#فروغ_فرخزاد🍂
🌙
دیدگاه ها (۱)

️در مجلـــسِ عُشّـــاق، قراری دگــر استوین باده ی عشق را، خم...

️نظر آوردم و بردم که وجودی به تو ماند همه ا...

عاشقی را چه نیازیستبه توجیه و دلیلکه تو ای عشقهمان پرسش بی‌ز...

‌آنکه مست آمد و دستی به دل ما زد و رفتدر این خانه ندانم به چ...

بی‌قرارت گشتم و می‌خواهمت دیوانه وار صبر را با آدم دیوانه اص...

بگفتا دل ز مهرش کی کنی پاک؟بگفتم آن گه که باشم خفته در خاک!#...

نقاش غزل تا به چشمان تو پرداخت دیوانه شد از طرز نگاهت قلم ان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط