وقتی تمام وجودم میسوزد در عطش شنیدن کلامی از “تو”

وقتی تمام وجودم میسوزد در عطش شنیدن کلامی از “تو”

چشم هایم چه ملتمسانه خیره می مانند به لبهایت

به امید لرزشی.. صدایی.. حرفی..

گویا نمیدانند هرگز کلامی نخواهند شنید از تو که

جا مانده ای در قاب عکس چوبیه آویخته بر دیوار اتاقم
دیدگاه ها (۱)

شنیدم وقتی که میرفتیرد پایت را پاک میکردیبیخیال…من دنبال دلت...

تو رو کم دارم ای اردیبهشتیچه بهمن ها به یادت دود کردم

سخت استفراموش کردن کسیکه با او همه چیز و همه کس را فراموش می...

...

تکاپو پارت 37= اما...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 110・⁠]⁠ᕗ  صبح که بیدار شدم ا...

ولی اما وقتی سئو با کت شلوار مشکی و مرتب وارد اتاق شد نگاهش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط