جین از اینکه چون با یک نفر بود اتاق کوچیکه مال اون بود دا

جین از اینکه چون با یک نفر بود اتاق کوچیکه مال اون بود داشت هی غر غر میکرد اتاقش بزرگ بود فقط نسبت به اتاق ما یکم کوچیک تر بود که یهو لیانا زد زیر خنده ( با صدای بلند اما دستش جلوی دهنش بود)
- وای دلم آخ دلم وایی الان به خاطر یک اتاق کوچیک داری بغض میکنی شما ها همیشه این موضوع هارو دارید وای دلم آخ
+اره متاسفانه جین چیز خاصی که نیست چرا اینجوری میکنی

جین& یا اتاق من چون با یک نفرم کوچیکه یا روبه دختره تو چرا غر نمی‌زنی

دختره «چون توی همه جا لیانا راه درست رو می‌دونه اگر هم تا الان چیزی نگفته لابد صلاح ما همینه اینقدر هم مثل بچه های دوساله غر غر نکن(خیلی سرد)

-افرین دختر خوبم یاد بگیر رو به جین از تو بچه تره (با پوز خنده) و رفتم تو اتاق مشغول جمع کردن لباسام که جانکوک هم پشت سر من آمد توری که برگشتم تو یک سانتی من بود

+ویو

وقتی دیدیم هم گروهیش اینطوری ازش تعریف کرد خیلی خوشم آمد مثل اینکه مثل نامجون لیدر گروه بود رفتم توی اتاق که نزدیک در اتاق شدم قلبم به تور عجیبی تند تند میزد هر قدم جلو میرفتم تند تر میشد که رفتم درست یک سانتیش وایسادم که وقتی روشو برگرداند ترسید و سکوت عمیقی بینمون بود که یهو جیمین وارد شد و اون منو هل داد منم دستش رو گرفتم دو نتایی افتادیم روی تخت خودش که
دیدگاه ها (۰)

-من سریع از روی جانکوک بلند شدم کا یهو جیمین گفت ببخشید مزاح...

پارت ۵- میشه ضبط رو به گوشیم وصل کنی و سانروف رو باز کنی تا ...

علامت ها جانکوک+ پی دی نیم !لیانا-+سلام من جانکوک هستم -بله ...

تو دختر زیبایی هستی به علاوه بر آیدل بودنت شخصیت زیبایی داری...

I belong to youP:4توی خونهنامجون جین رو بغل کرد و بردش داخل ...

اولین مافیایی که منو بازی داد. پارت۹

یونا :رفتم بالا که یهو صدا نو تیف گوشی اومد بازش کردم که نو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط