من همان غروب جمعه.تو همان شکوه صبحی.

من همان غروب جمعه.تو همان شکوه صبحی.
کی شود خبر بگیرد.سحر از غم شب تار.

#رحمان_ملکی
دیدگاه ها (۲)

ما را بجز خیالت......................................فکری دگ...

به خواب گفته ام که امشب از سرم بپرد...شبی که پیش منی وقت خوا...

گفتی قرار ما طی هر هفته جمعه ها....من بر سر قرارم و اینجا تو...

درد و غم و تنهایی و هجران و فراق....این جمعه اگـــر زنده بما...

یک نفر عِین #علی (ع) میرسد از راه آخر

بنویسید شب تار سحر میگردد یک نفر مانده از این قوم که برمیگرد...

ای کورته کبود کورته ای تو تار من تارآستین تو کجدم گریبان تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط