از نگاہ روی تو ، دل سیر می گردد مگر.....

از نگاہ روی تو ، دل سیر می گردد مگر.....
آخر آدم با تو باشد ، پیر می گردد مگر....

با نگاهی قلب من را کردہ ای مال خودت
شهر با یک حمله ای تسخیر می گردد مگر

لحظه ی دیدار عکست نیز خشکم می زند
بی طناب این دست و پا زنجیر می گردد مگر

در میان حس من هر واژہ عاجز ماندہ است
آتش دل با سخن تعبیر می گردد مگر...!!!
از کانال من در تلگرام بازدید بفرمائید*
https://telegram.me/monlightyy/foad
دیدگاه ها (۳۶)

عاشقانه های شبنم

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌«کلمات، پرسه ‍زنان در گذر ثانیه‌ها رنگ باخته‌ان...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

قصه نوزدهم: یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

『 #Dark Fantasy Romance 』 The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پ...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وسوم | انتخاب خونصدای رعد، جنگل را لرزا...

از نگاہ روے تو ، دل سیر مے گردد مگر....آخر آدم با تو باشد ، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط