سخت ترین لحظه اون لحظه ای هست که میگه دوست ندارم دیگه نمی
سخت ترین لحظه اون لحظه ای هست که میگه دوست ندارم دیگه نمیخامت خیانت میکنه وتو یجور بغض میکنی انگار میخاد گلوت بترکه من موقع ای که فهمیدم خیانت کرد و گفت دوست ندارم بغض کرده بودم نفس نمیتونستم بکشم یادش که میفتم نفسم بند میاد ولی هیچ کس اندازه من
عاشقش نبود واقعی دوسش داشتم و این واقعیته خیلی خوب باشی ازت بدشون میاد من خیلی خوب بودم توجه میکردم بهش اون خشش نیومد پس هیچ وقت صد تونو نزارید همین الانشم یادش افتادم نفسم بند اومده
عاشقش نبود واقعی دوسش داشتم و این واقعیته خیلی خوب باشی ازت بدشون میاد من خیلی خوب بودم توجه میکردم بهش اون خشش نیومد پس هیچ وقت صد تونو نزارید همین الانشم یادش افتادم نفسم بند اومده
- ۳۲۸
- ۲۳ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط