روزی یک دزد با یک نابینا یک کاسه آلوچه خریدند و با هم قرا

روزی یک دزد با یک نابینا یک کاسه آلوچه خریدند و با هم قرار گذاشتند دو تا دو تا بخورند تا تموم بشه.
وسط کار نابینا مچ دزد رو گرفت و به او گفت: مردک،  تو چرا مشت مشت می خوری؟
دزد گفت: تو که کوری از کجا متوجه شدی که من مشت مشت می خورم؟
نابینا میگه: از آنجا که من چهار تا چهار تا می خورم و تو صدات در نمیاد🤠🤠

اندرحکایت ایران عزیزماست😀

#انرژی-مثبت😎
دیدگاه ها (۲)

ناصرالدین شاه به روسیه سفارش توپ داد. توپ را آوردند و در برا...

گــاهـــیپـــــروانــه ها هــــماشـتـبــاهی عـــاشـــــق مـی...

مردی خواست زن دوم دزدکی  بگیرد.می ره صحبت هاش رو می کنه میگه...

شخصی به مهمانی دوست خسیس رفتبه محض این که مهمان وارد شد. میز...

اینو همین الان نوشتم به مناسبت ۲۵ تایی شدنمون

[Part¹³] __☆_The sweetest oblivion_☆__الیناالینا:"تو خوب نی...

عشق ادایی{پارت ۴}

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط