یک روزی اگر پسر دار شدم، هنگامی که کم کم پشت لبهایش در حا

یک روزی اگر پسر دار شدم، هنگامی که کم کم پشت لبهایش در حال سبز شدن شد و خوب و بد را از هم تشخیص داد مینشینم مقابلش و چند کلامی با او صحبت میکنم… به او میگویم پسرم حالا که بزرگ شده ای و قد کشیده ای همیشه این را بدان مرد بودن به ریش و سیبیل و سیگار تو دست و چهارشانه بودن نیست… پسرم مرد یعنی وجدان داشته باشی مرد یعنی هیچ قطره اشکی از چشمان هیچ دخترکی در این شهر بخاطر بی معرفتی تو ریخته نشود…
پسرم مرد یعنی اگر کسی را وارد زندگی ات کردی مانند کوه پشتش باشی و میان راه جا نزنی… پسرم مرد یعنی غیرت داشته باشی و غیرتت فقط بالا بردن صدا و با جذبه نگاه کردنت نباشد غیرت یعنی اجازه ندهی غصه ای بر دل معشوقت بنشیند… پسرم مرد یعنی اگر یک روزی هم کسی سرِ بی لیاقتی اش تو را رها کرد، بعد ها یک جایی اگر حرف تو شد بگوید یادش بخیر خیلی مرد بود… پسرم درست است در این‌ جامعه کثیف، مرد بودن تاوان دارد و نامردی پاداش… پسرم… همه نامردند ولی تو مرد باش… .
دیدگاه ها (۱)

به من می گفت: “چشم های تو مرا به این روز انداخت.. این نگاهِ ...

توهرچقدر هم که نیرومند باشیزیر لمس نگاه مهربان منزیر نوازشی ...

هیچ میدانی گاهی موجودی به زندگی ات پای میگذارد به نامِ دوستف...

دست‌ هایت را می‌ گیرم و با هم به شلوغ‌ ترین جایی که می‌ شناس...

رمان نابودی پارت ۱۳

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }𝒫𝒶𝓇𝓉  ⁷⁵..جونگ‌کوک : من اِی‌سکشوال اَم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط