جامعه
جامعه
سیاستگذاری مواد مخدر و اتخاذ رویکرد اجتماعی
سید محمدرضا باقرزاد ، سید علیرضا نیک بخت
کشور ایران سابقه طولانی در تولید و مصرف مواد مخدر دارد که این سابقه باعث شده به لحاظ تاریخی و فرهنگی، استعداد گسترش این پدیده در کشور وجود داشته باشد. علاوه بر آن، در دهههای اخیر تغییرات شتابان اقتصادی اجتماعی، عوامل آسیب پذیری متعددی را به همراه داشته است (ستاد مبارزه با مواد مخدر،۱۳۹۰). به نظر میرسد دو دهه مبارزه با ورود مواد مخدر به کشور، نتوانسته است رشد صعودی مصرف مواد مخدر را متوقف سازد. این در حالی است که شعار اصلی پارادایم کنترل عرضه، ریشه کنی ورود این ماده خطرناک به داخل جامعه است (رضایی، 1382).
یکی از مسئولیتهای مهم هر دولت و نظام اجتماعی حفظ و تأمین بهداشت و سلامت روانی و اجتماعی شهروندان خویش است. مسئله مواد مخدر سالهاست که به مساله اجتماعی عمده جامعه ایرانی تبدیل شده است و برنامه مبارزه با آن در دستور کار نظام جمهوری اسلامی ایران قرار دارد. مواجهه با این موضوع، مستلزم شناخت دقیق ابعاد این مسئله است. در عرصه مبارزه با مصرف مواد مخدر، برنامههایی موفق خواهند بود که براساس ارزیابی واقع گرایانه از گستردگی و کیفیت الگوی مصرف و توزیع مواد مخدر طراحی و اجرا شوند. تحقق شرایط فوق به معنای آن است که پژوهش درباره مسئله مواد مخدر بخش غیرقابل تفکیک یک راهبرد کارآمد و پیش شرط اصلی مبارزه با آن است. چنین پژوهشهایی باید به ارزیابی به موقع و واقع بینانه مساله مواد مخدر و تحولات آن در سطح ملی و محلی کمک کند. همچنین لازم است ارزیابی مداوم برنامههای مبارزه با مواد مخدر در دو حوزه عرضه و تقاضا مورد توجه قرار گیرد (قنبری و ربیعی، 1394).
انتشار ۱۲ گزارش راهبردی در خصوص سیاستهای کلی مبارزه با مواد مخدر از سوی مجمع تشخیص مصلحت نظام از جمله مهمترین تلاشهای صورت گرفته برای جمعبندی سیاستهای مبارزه با مواد مخدر در کشور بوده است. همچنین بررسی الگوهای کاهش مواد مخدر در ایران، بررسی نقش، سهم، اثر و امکانات دستگاههای موثر در مبارزه با مواد مخدر، روش شناسی تدوین ساختار گزارشهای نظارتی مبارزه با مواد مخدر، درآمدی بر مطالعات علمی اعتیاد در کشور، نگرش مردم به سوء مصرف مواد مخدر در کشور، جامعه شناسی اقتصاد تبهکارانه (اقتصاد مواد مخدر)، آنومی اجتماعی و اعتیاد به مواد مخدر از دیگر موضوعاتی است که این کمیته به آن پرداخته است. در همین رابطه زکریایی (1389) در گزارش خود با عنوان «مقایسه تطبیقی سیاستها و راهبردهای مبارزه با مواد مخدر» که به سفارش کمیته مستقل مبارزه با مواد مخدر در مجمع تشخیص تدوین کرده، به تشریح پنج راهبرد اصلی سیاستی کشور در دو دهه اخیر میپردازد و ویژگیهای برجسته هریک را بر میشمرد.
در سطح بین الملل میتوان به پژوهش ریتر کامرون اشاره کرد. آنها انواع مداخلات و راهبردهای مربوط به سیاست گذاری مواد مخدر در کشورهای اروپایی را در پنج سطح مورد بررسی قرار دادهاند:
برنامههای پیشگیرانه که به منظور ایجاد تأخیر یا پیشگیری در شروع به مصرف مواد یا احتمال پیش روی از تجربه اولیه مصرف مواد برای مصرف کنندگان منظم آن طراحی شدهاند. رایج ترین روشها، آنهایی هستند که بر مبنای اطلاعات، مشوقها و فعالیتهای جانبی (همچون برنامههای آموزش سوء مصرف مواد در مدرسه، خانواده و فعالیتهای اجتماعی، و کمپینهای رسانههای عمومی) صورت میگیرند.
ارائه خدمات به مصرف کنندگان دائمی مواد به منظور کاهش استفاده از مواد و یا نتایج آن در بین مصرف کنندگان با تجربه طراحی شده است که در بسیاری از کشورها با برنامههایی ویژه طراحی و ارزیابی گردیدهاند. این برنامهها میتوانند شامل مشاوره اعتیاد، تهیه متادون، مراقبت پزشکی، خدمات اجتماعی و برنامههای تعویض سرنگ باشند. صرف نظر از این که این خدمات درمان، توانبخشی یا کاهش آسیب نامیده شوند، در اینجا آنها به عنوان قسمتهایی از یک راهبرد گستردهتر برای حل مسائل مربوط به مصرف مواد در نظر گرفته میشوند که فرد استفاده کننده از مواد را به روشی غیر تنبیهی مورد هدف قرار میدهند.
رویکرد کنترل عرضه عبارت است از اجرای قانون و تدوین برنامههای توسعه با مورد هدف قراردادن پرورش دهندگان کوکائین و خشخاش. اکثریت قریب به اتفاق این مفاد، مربوط به اجرای قانون هستند، که آن را میتوان به دو نوع کلی تقسیم نمود: برنامههایی که تولیدکنندگان، قاچاقچیان و فروشندگان را مورد توجه قرار دادهاند که هدف از این برنامهها عبارت است از تلاش برای کاهش دسترسی فیزیکی و اقتصادی مواد از راه تحدید عرضه آنها و افزایش قیمتها. برنامههایی که استفاده کنندگان و خرده فروشان را مورد نظر قرار میدهند، که هدف از این برنامهها عبارتست از تلاش برای افزایش هزینههای معاملاتی خریداران م
سیاستگذاری مواد مخدر و اتخاذ رویکرد اجتماعی
سید محمدرضا باقرزاد ، سید علیرضا نیک بخت
کشور ایران سابقه طولانی در تولید و مصرف مواد مخدر دارد که این سابقه باعث شده به لحاظ تاریخی و فرهنگی، استعداد گسترش این پدیده در کشور وجود داشته باشد. علاوه بر آن، در دهههای اخیر تغییرات شتابان اقتصادی اجتماعی، عوامل آسیب پذیری متعددی را به همراه داشته است (ستاد مبارزه با مواد مخدر،۱۳۹۰). به نظر میرسد دو دهه مبارزه با ورود مواد مخدر به کشور، نتوانسته است رشد صعودی مصرف مواد مخدر را متوقف سازد. این در حالی است که شعار اصلی پارادایم کنترل عرضه، ریشه کنی ورود این ماده خطرناک به داخل جامعه است (رضایی، 1382).
یکی از مسئولیتهای مهم هر دولت و نظام اجتماعی حفظ و تأمین بهداشت و سلامت روانی و اجتماعی شهروندان خویش است. مسئله مواد مخدر سالهاست که به مساله اجتماعی عمده جامعه ایرانی تبدیل شده است و برنامه مبارزه با آن در دستور کار نظام جمهوری اسلامی ایران قرار دارد. مواجهه با این موضوع، مستلزم شناخت دقیق ابعاد این مسئله است. در عرصه مبارزه با مصرف مواد مخدر، برنامههایی موفق خواهند بود که براساس ارزیابی واقع گرایانه از گستردگی و کیفیت الگوی مصرف و توزیع مواد مخدر طراحی و اجرا شوند. تحقق شرایط فوق به معنای آن است که پژوهش درباره مسئله مواد مخدر بخش غیرقابل تفکیک یک راهبرد کارآمد و پیش شرط اصلی مبارزه با آن است. چنین پژوهشهایی باید به ارزیابی به موقع و واقع بینانه مساله مواد مخدر و تحولات آن در سطح ملی و محلی کمک کند. همچنین لازم است ارزیابی مداوم برنامههای مبارزه با مواد مخدر در دو حوزه عرضه و تقاضا مورد توجه قرار گیرد (قنبری و ربیعی، 1394).
انتشار ۱۲ گزارش راهبردی در خصوص سیاستهای کلی مبارزه با مواد مخدر از سوی مجمع تشخیص مصلحت نظام از جمله مهمترین تلاشهای صورت گرفته برای جمعبندی سیاستهای مبارزه با مواد مخدر در کشور بوده است. همچنین بررسی الگوهای کاهش مواد مخدر در ایران، بررسی نقش، سهم، اثر و امکانات دستگاههای موثر در مبارزه با مواد مخدر، روش شناسی تدوین ساختار گزارشهای نظارتی مبارزه با مواد مخدر، درآمدی بر مطالعات علمی اعتیاد در کشور، نگرش مردم به سوء مصرف مواد مخدر در کشور، جامعه شناسی اقتصاد تبهکارانه (اقتصاد مواد مخدر)، آنومی اجتماعی و اعتیاد به مواد مخدر از دیگر موضوعاتی است که این کمیته به آن پرداخته است. در همین رابطه زکریایی (1389) در گزارش خود با عنوان «مقایسه تطبیقی سیاستها و راهبردهای مبارزه با مواد مخدر» که به سفارش کمیته مستقل مبارزه با مواد مخدر در مجمع تشخیص تدوین کرده، به تشریح پنج راهبرد اصلی سیاستی کشور در دو دهه اخیر میپردازد و ویژگیهای برجسته هریک را بر میشمرد.
در سطح بین الملل میتوان به پژوهش ریتر کامرون اشاره کرد. آنها انواع مداخلات و راهبردهای مربوط به سیاست گذاری مواد مخدر در کشورهای اروپایی را در پنج سطح مورد بررسی قرار دادهاند:
برنامههای پیشگیرانه که به منظور ایجاد تأخیر یا پیشگیری در شروع به مصرف مواد یا احتمال پیش روی از تجربه اولیه مصرف مواد برای مصرف کنندگان منظم آن طراحی شدهاند. رایج ترین روشها، آنهایی هستند که بر مبنای اطلاعات، مشوقها و فعالیتهای جانبی (همچون برنامههای آموزش سوء مصرف مواد در مدرسه، خانواده و فعالیتهای اجتماعی، و کمپینهای رسانههای عمومی) صورت میگیرند.
ارائه خدمات به مصرف کنندگان دائمی مواد به منظور کاهش استفاده از مواد و یا نتایج آن در بین مصرف کنندگان با تجربه طراحی شده است که در بسیاری از کشورها با برنامههایی ویژه طراحی و ارزیابی گردیدهاند. این برنامهها میتوانند شامل مشاوره اعتیاد، تهیه متادون، مراقبت پزشکی، خدمات اجتماعی و برنامههای تعویض سرنگ باشند. صرف نظر از این که این خدمات درمان، توانبخشی یا کاهش آسیب نامیده شوند، در اینجا آنها به عنوان قسمتهایی از یک راهبرد گستردهتر برای حل مسائل مربوط به مصرف مواد در نظر گرفته میشوند که فرد استفاده کننده از مواد را به روشی غیر تنبیهی مورد هدف قرار میدهند.
رویکرد کنترل عرضه عبارت است از اجرای قانون و تدوین برنامههای توسعه با مورد هدف قراردادن پرورش دهندگان کوکائین و خشخاش. اکثریت قریب به اتفاق این مفاد، مربوط به اجرای قانون هستند، که آن را میتوان به دو نوع کلی تقسیم نمود: برنامههایی که تولیدکنندگان، قاچاقچیان و فروشندگان را مورد توجه قرار دادهاند که هدف از این برنامهها عبارت است از تلاش برای کاهش دسترسی فیزیکی و اقتصادی مواد از راه تحدید عرضه آنها و افزایش قیمتها. برنامههایی که استفاده کنندگان و خرده فروشان را مورد نظر قرار میدهند، که هدف از این برنامهها عبارتست از تلاش برای افزایش هزینههای معاملاتی خریداران م
- ۱۱۶
- ۰۷ اردیبهشت ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط