تاریکی ، پیچک وار ، به چپر ها پیچید، به حناها، افراها.

تاریکی ، پیچک وار ، به چپر ها پیچید، به حناها، افراها.
و هنوز ، ما در کشت، در کف داس.
ما ماندیم، تا در رشته شب از گرد چپر ها وا شد، فردا شد.
روز آمد و رفت.
تاریکی ، پیچک وار ، به چپر ها پیچید، به حناها، افراها.
و هنوز ، یک خوشه کشت، در خور چیدن نه، یاد رسیدن نه.
و هزاران روز، و هزاران بار
تاریکی ، پیچک وار ، به چپر ها پیچید، به حناها، افراها.
پایان شبی، ما در خواب ، یک خوشه رسید، مرغی چید.
آواز پرش بیداری ما : ساقه لرزان پیام.
دیدگاه ها (۲)

آری ، ما غنچه یک خوابیم.- غنچه خواب ؟ آیا می شکفیم ؟- یک رو...

و شکستم، و دویدم، و فتادمدرها به طنین های تو وا کردم.هر تکه...

هلا: تنها به تماشای چه ای ؟بالا، گل یک روزه نور.پایین، تاری...

سرچشمه رویش هایی، دریایی، پایان تماشایی.تو تراویدی: باغ جها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط