🌝✨نفرتی که تبدیل به عشق شد✨🌝

🌝✨نفرتی که تبدیل به عشق شد✨🌝
پارت ۱۰
_____________________✨🌝✨_______________________


🌝✨ویو جون سنا✨🌝
توماشین تاکه برسیم خوابم برد و سرم افتاد روی بازو های جون کوک زیر لب جوری که وقت خودش بشنوه گفتم
+ چه آدم حوصله سربری هستی ازت متنفرم عوضی
- منم عاشقتم
+ دروغ دیگه بسته واقعیت فراتر از ایناست همه چیز از توی چشمات معلومه میدونی همین امروز تنها آدم داخل زندگیم و مهمترین رو از دست دادم چقدر سخت بود ولی مانباید براش اشک بریزیم چون قراره بره یک جای بزرگ تر از این جهان.
- قدر حرف میزنی
+ می‌دونم که تو اون رو گشتی
- رسیدیم
رفتیم داخل دیدم که میخواد ازدواج کنیم باهم (زدواج جباری) و تا یک هفته بعد من دیگه فامیلی اون عوضی روم بود نه خودم.


🌝✨پرش به ۳ سال بعد✨🌝

حالا دیگه جون کوک اون دخترا دیونه وار دوست داشت بخواطرش حاضر بود آدم بگشه یک دختر بامزه و هم به دنیا اوبردن به اسم جون لینا ۲ سالشه اخلاقش مثل جون کوکه و بامزه ایش مثل جون سنا
اولاش میترسید که مادره خوبی برای بچش نباشه ولی دیگه این حس رو نمی کنه.
دیونه وار این خانواده عاشق و بایسته همین در حال حاضر.
جون کوک هم هنوزم همون مافیا مخفی و آدم گش بین آدماس.



✨🌝🥳پایان 🥳🌝✨

🙃همیشه قرار نیست فیک ها خوب یا بعد تمام بشه🙃
دیدگاه ها (۰)

اول اینو بخونید بعد بعدی را جابه جا شد 🌝✨نفرتی که تبدیل به ع...

🌝✨نفرتی که تبدیل به عشق شد✨🌝پارت۹ _____________________✨🌝✨__...

🌝✨نفرتی که تبدیل به عشق شد✨🌝پارت ۴_____________________✨🌝✨__...

🌝✨نفرتی که تبدیل به عشق شد✨🌝پارت ۳_____________________✨🌝✨__...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط