جیمین نزدیک شد و سیلی بهت زد گریت گرفت

جیمین نزدیک شد و سیلی بهت زد گریت گرفت
+چ..چرا این کار رو می‌کنی فقط ازت سوال پرسیدم( با گریه )
&میخوای به سوالت جواب بدم هااا(داد زد)میخوای
+ اره می‌خوام جواب بدی
&باشه جوری جواب میدم که تا آخر عمرت یادت بمونه رفت شلاق رو آورد (دوستان اینا فقط وانشاته هیچوقت اعضای bts این کار رو نمیکنن🥲)
یک زد بهت بلند گفتی
+آیییی ن..نزن آییی
ویو جیمین
اون خیلی خوشگل و کیوت بود دلم نمیومد بزنمش ولی مجبور بودم از این کارم خیلی ناراحت شدم و به خودم لعنت می‌فرستادم
&هر وقت قانون ها رو فراموش کردی بازم میزنمت
+......(گریه)
رفت بیرون
مکالمه جیمن با اجوما
&بیارش داخل عمارت و خونه رو بهش نشون بده و بعد ببرش اتاقش
#چشم پسرم
&یه بار دیگه بشنوم بگی پسرم جای اون تو رو میزنم فهمیدی
..بله ارباب
&برو زود
پایان مکالمه
اجوما اومد بلندت کرد و گفت
#لطفا قانون ها رو فراموش نکن دخترم
+چ..چشم اجوما
#بیا بریم
بدنت خیلی درد میکرد چون خیلی محکم زدت آروم گریه میکردی

ممنونم از کسانی که پست قبلی رو لایک کردن
لایک و کامنت یادتون نره 💜💜💜💜💜💜💜😇
دیدگاه ها (۱۱)

وارد عمارت شدین خیلی بزرگ بود اجوما گفت اینجا آشپزخونه هس ...

بعد چند دقیقه گوشی تهیونگ زنگ خورد جواب داد مکالمه تهیونگ»چی...

به بادیگارد ها گفتم بیاریدش ویو ات دو تا مرد اومدن کنارم دست...

وسایلم رو جمع کردم از اتاق اومدم پایین +من وسایلم ..رو جمع ک...

P5💫 ساعت یازده صبح// یونگی« با آلارم گوشیم از خواب بیدار شدم...

P5💫 ساعت یازده صبح// یونگی« با آلارم گوشیم از خواب بیدار شدم...

وحشی پارت 2+18ویو ات: داشتم میرفتم بالا که در خونه رو زدن رف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط