بازیدرخون
بازی_در_خون🍷🔪
پارت صد چهل هشت🍷🔪
با پام لقدش کردم
زیر لب غریدم
+کوروش...
آروم خندید و سرشو به معنی تاسف تکون داد
_فکر میکنی با این زدنات من دردم میگیره ؟
با زدنای من دردش میگرفت؟
نه
+تو بدنت از سنگه ، معلومه که درد نمیگیره
_هیچی نخوردی سریع بخور بلند بشیم بریم
باشه ای گفتم
لقمه ی کوچیکی گرفتم
که خودشم برام لقمه گرفت
ازش گرفتم و ممنونی گفتم
اروم خوردم
خودش صبحونه اش رو خورده بود و کنار کشیده بود
یه لقمه ی دیگه ام داد که لب زدم
+بسه ترکیدم..
سرش جلو اومد
با چشمای گرد شده نگاهش کردم
که گوشه ی لبم و م ک ی د
کنار کشید
+مربایی بود اونجا ، خوب بخور که ضعف نکنی خب ؟
گونه هام قرمز شده بود
نگاه سنگین همه رو روی خودم حس میکردم ...
پارت صد چهل هشت🍷🔪
با پام لقدش کردم
زیر لب غریدم
+کوروش...
آروم خندید و سرشو به معنی تاسف تکون داد
_فکر میکنی با این زدنات من دردم میگیره ؟
با زدنای من دردش میگرفت؟
نه
+تو بدنت از سنگه ، معلومه که درد نمیگیره
_هیچی نخوردی سریع بخور بلند بشیم بریم
باشه ای گفتم
لقمه ی کوچیکی گرفتم
که خودشم برام لقمه گرفت
ازش گرفتم و ممنونی گفتم
اروم خوردم
خودش صبحونه اش رو خورده بود و کنار کشیده بود
یه لقمه ی دیگه ام داد که لب زدم
+بسه ترکیدم..
سرش جلو اومد
با چشمای گرد شده نگاهش کردم
که گوشه ی لبم و م ک ی د
کنار کشید
+مربایی بود اونجا ، خوب بخور که ضعف نکنی خب ؟
گونه هام قرمز شده بود
نگاه سنگین همه رو روی خودم حس میکردم ...
- ۲.۴k
- ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط