دیشب دوستم از سفر آلمان آمد فکرچون یک مدت بجا من

دیشب دوستم از سفر آلمان آمد فکرچون یک مدت بجاے من

در ویس بود بنام محمد علے شاید یادتون باشه بهرحال یک

بسته چاے آورد به قیافه این چاے کیسه اے نگاه میکردے

حالت بهم میخورد ولے خلاصه خوردم انقدر خوشمزه بودکه

از خوردنش سیر نمیشدم بهش گفتم من بازم میخوام گفت

باشه ایندفه رفتم برات بیشتر میارم ضمنأ خیلے خیلے سلام

رسوند هنوز اسامے چند نفر یادش بود که من تعجب کردم
دیدگاه ها (۹)

عه این شوهر سابقت نیست با لگد زد تو شکم من ¿♥♡♧♤♢✍♢♤♧♡♥

وقتے بچه ها عکس هاے یادگارے خانوادگے را یاد درشگه میکننخخخخخ...

مسابقه بے سابقهمادران جوان مسابقه اے ترتیب دادن که بوسیله کا...

زن وشوهر واقعا خوشبخت √♡♥♧♤♢✍♢♤♧♥♡

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط