تو را باید نواخت...

تو را باید نواخت...
نوشتن
دردی از دل تنگی دوا نمی کند
باید به جای قلم
ساز بدست بگیرم ...!
دیدگاه ها (۲)

عاشق شدیمگفتند صدایش را در نیاورید..پناه بردیم به شب...خواب ...

‏‎آشتی اگر خواستید بکنید‏‎فکر بی هوا برگشتن اگربه سرتان زد‏‎...

حال من را بپرسزمان ڪه بگذرددلت براے همین چهارحرفیڪه زندگے ام...

کاش می‌شد آدمی، گاهیفقط گاهیبه اندازه نیاز بمیردبعد بلند شود...

چه دردی میکشم از سردیِ رفتارِ چشمانی، که عاشق می‌کند دل را، ...

چه دردی میکشم از سردیِ رفتارِ چشمانی، که عاشق می‌کند دل را، ...

می روی ونمی رود، غم تو از دل، حق بده جای گریه، دیده خون ببار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط