در لحـــظه آخـــر گفت

در لحـــظه آخـــر گفت

بازے "برد و باخـــت " دارد

زبانم بنــــد آمد که بگـــــویم

بی انصـــــاف

من با تو "زندگــــــے "کردم

نه "بازے...
دیدگاه ها (۵)

میخــٰام اِعتِمــاد کُنَـماَمّا بَد جـٰایـے دُنیـٰا اومَـدَم...

عشـق را گـدایی نڪنچیزے ڪہ بہ گدا میدن ارزش زیادے ندارد

درد که میگیرد قلبـــــــــم ...لبخند میزنـــم !! یادگارے توس...

میدونی چی بیشتر از همه آدمو داغون میکنه ؟اینکه هر کاری در تو...

ما اینستا نداشتیم، این ادیت ترند شده بود،هنوز نفهمیدم چی به ...

عشق در تاریکی پارت: ۹بعد ار اینکه فکر هامو کردم خوابیدم ویو ...

پارت سوم کارن تورو برد داخل عمارتشتو توی ذهنت: تا از اینجا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط