ویو جونگ کوک

ویو جونگ کوک:
وقتی رفت گرفتم خوابیدم

ویو میا:
از خواب بیدار شدم دست و صورتم و شستم و
لباسم و پوشیدم میکاپ نکردم چون همیجوری شم خشگلم (اعتماد به نفس نیست که اعتماد به اورانوسه😐) چیز میزمیزامو جم کردم رفتم پایین کفشامو پوشیدم از خونه زدم بیرون و سوار ماشین شدم حرکت کردم رسیدم رفتم سمت اتاقش درو باز کردم خواب بود یواش فدم برداشتم رسیدم ب کمد چیز میزامو گذاشتم برگشتم ک یهو......

ویو جونگ کوک:
صدای قدم اومد فهمیدم اومده
رفت سمت کمد پاشدم رفتم پشتش ک یهو برگشت خواست جیغ بزنه ک..

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ








ویو میا:
خواستم جیغ بزنم ک دستشو گذاشت رو دهنم

کوک: جیغ نمیزنی خب
با سر تایید کردم دستشو برداشت
میا: مگه چیزیته ک بدون صدا میای پشت سرم ترسیدم
کوک: خب تموم نشد به حرفات فکر کردم
باهات راه میام
میا: خوبه (لبخند)



چند ماه بعد

ویو میا

این چند ماه باهام راه اومده و نسبت ب قبل هم خوبتر شده واقعا واسش خوشحالم

ویو جونگ کوک

این چند ماه بخاطر نقشه ای ک کشیدم باهاش کنار اومدم. ولی انگار تو این مدت عاشقش شدم منی ک اصلا عاشق نمیشدم عاشق شدم
وقتی فرار کردم اونوهم میدزدم

ویو میا
دیدگاه ها (۳)

اسلاید دوم برا قسمت اولی ک میره تیمارستان اسلاید سوم کفشش

1 ــ کیا تو این چهار ماهن من خودم شهریورم 2ــ کیا تو این ماه...

امروز پارت بعدیو میزارم

part23 عشق پنهان《ویو ات》جونگ کوک بود برگشتم سمتش تا برگشتم ب...

part44 عشق پنهان 《ویو جونگ کوک 》دیگه چیزی نگفتم چشمام رو بست...

part 12عشق پنهان 《ویو جونگ کوک》 از اتاقم اومدم بیرون از پله ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط