آغوش ممنوعه🚫🫂🌌

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌

#part34

کیمیا:ربطش اینکه که من یروز این آقارو توی یکی ازون مهمونیا دیدم ساکت نشسته بود ی گوشه
خیلی ازش خوشم اومد واسه ی همینم رفتم سمتش تا مخشو بزنم و تفریحی باهاش رل بزنم اولش اصن بهم نگاهم نمیکرد ولی بعدش بهم گفت بخاطر اینکه دست از سرم برداری اوکی خیلی خوشحال شمارشو گرفتم ی هفته ای گذشتو من دیدم که هیچ حسی بهم نداره و هیچ ابراز علاقه ای بهم نمیکنه منم رفتم خونشو ازش درخواست رابطه کردم
اصن قبول نمیکرد ولی بعد کلی تحریک کردنش قبول کرد میدونم که تقصیر خودم بود ولی بعدش کلا بلاکم کرد و هرچی سراغشو گرفتم گفتن رفته آمریکا من ..من فقط فک میکردم با این کارم بهم وابسته میشه ولی نه نشد

پشمام ریخته بود نمیدونستم چی بگم شوک بودم ازجام بلند شدم و سریع از خونش خارج شدم

اسنپ گرفتم و رفتم توی یدونه کافه نشستم توان هیچیو نداشتم هیچییی

سعید زن داشته قبلا با یدونه و بهترین رفیقم رابطه داشته اون اتفاقه توی پارتی

نفسی کشیدم که گوشیم زنگ خورد چشامو روهم گذاشتم و گوشیو از تو جیبم درآوردم مامان بود جواب دادم
که صدای شادش توی گوشم پیچید

مامان:سلام خوشگلم
چیکار میکنی میخوام ی خبر خوب بهت بدم

من:چی؟

مامان:وا چیه بی حالی

من:نه خوبم چیه؟

مامان:وسایلتو جمع کن که۳روزه دیگه قرار بیای خونه خودمون

واییی باورم نمیشد بعداز این همه اتفاقای بد بلخره ی اتفاق خوبی داره میوفته

من:باشه مامان جم میکنم

خدافظی کردمو و دوباره اسنپ گرفتمو رفتم به سمت خونه داداشم

زنگ در هالو زدم که درو باز کرد
درو هل دادمو وارد شدم ولی یهو... ..
دیدگاه ها (۱)

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part35 ولی یهویی تعادلمو از دست دادموافتادم ت...

دقیقا همینه👍

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part33رفتمو به صورتم ی آبی زدمبا لوازم آرایشم...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part32بازومو گرفت و تند تند رفت داخل حیاطداد ...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part29آروم چشاشو باز کردمنو که دید محکم بغلم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط