عاشق

۳ عاشق

پارت ۱۹

ویو ا/ت
وقتی بهشون رسیدم پریدم بغل هر ۳ تاشون
ا/ت: دلم براتون تنگ شده بوددددد
جمین: ما عم همینطور قند عسلم
ا/ت: میشه زودتر بریم خونه خسته ام
کوک : نه عروسک امشب باهات کار داریم
ا/ت: چه کاری؟
داشتم نگاشون میکردم که کوک دستشو گذاشت رو سینم
کوک: دلت نمیخواد یه شب بگایی ۳ نفره داشته باشی؟
من که خسته بودم ولی واقعا دلم براشون داشت ذوب میشد
ا/ت : باشه
تهیونگ : آفرین قشنگم حالا بیا بریم
از در رفتیم بیرون و سوار ماشین شدیم
توی ماشین داشتم بیرون نگاه میکردم که کوک منو گرفت بغلش
کوک : دلم برای عطرت قشنگ شده بود جوجه
ا/ت : منم دلم برای تو تنگ شده بود
کوک : آخ قربونت بشم من
ا/ت: بسه بسه انقدر قربون صدقه ام نروووو
کوک : قربون صدقه کمه باید برات جون داد خوردنی من
رفتم نزدیکش یه بوسه به لپش زدم
کوک : عاووو عروسکم دیگه خجالت نمیکشه
ا/ت : نه
کوک : آفرین
همینطوری که داشتم با کوک حرف میزدم ماشین وایساد پیاده شدیم و جیمین درو باز کرد
وقتی پامو داخل گذاشتم خونه خیلی فرق کرده بود باورم نمیشد بهم ریخته بود پر از شیشه های عرق
ا/ت : اینجا چرا اینطوریه؟
جیمین : ما از دوریت مجبور بودیم خودمون با یچیزی آروم کنیم
ا/ت : شما هر روز الکی و ویسکی میخوردین؟؟؟؟؟
کوک : آره جوجه ولی الان که اومدی دیگه نمیخوریم
ا/ت: نبایدم بخوری اگه بخورین من میدونم با شما
کوک : غیرتی شدی جوجه
ا/ت : نه نشدم
کوک هی میومد جلوم من میرفتم عقب که خوردم به میز
ا/ت: کوک
کوک: میدونم چقدر الان میخوامت ( چشمای خمار)
ا/ت: میدونم عزیزم
کوک : پس باهام همکاری کن
میخواستم صحبت کنم که لباشو گذاشت رو لبم و مکید بلندم کرد و به سمت اتاق برد تهیونگ و جیمینم داشتن میومدن منم باهاش همراهی میکردم که انداختم رو تخت لباسمو در آورد منم لباساشون در آوردم وقتی به بدناشون نگاه میکردم تحریک میشدم
کوک منو انداخت رو تخت و لباشو رو لبام گذاشت
تهیونگ داشت سینمو میچلوند جیمینم داشت گردنمو مارک میزاشت لذتی که داشتم نمیتونستم توصیف کنم
کوک از روم پاشد پایین تنم خیس شده بود تهیونگ که از خداش بود اومد پشتم
تهیونگ : برای من انقدر خیس کردی؟
ا/ت: آره ددی ( وای خجالتتتتت یکم حیا داشته باش دخترررر)
تهیونگ : پس بیا بهت سواری بدم بیبی
تهیونگ آروم آروم کرد داخلم که ناله هام بلند شد جیمین اومد باهام لب گرفت کوکم با سینه ام بازی میکرد داشتم روانی میشدم تهیونگ بعد چند دقیقه ازم کشید بیرون کوک اومد روم
کوک : هی جوجه الان نباید خسته شی من میخوامت میدونی که
ا/ت : اره میدونم
کوک: آفرین حالا بیا رو پام بشین
رفتم رو پاش نشستم که موهامو داشت نازه میکرد صورتش آورد جلو و باهام لب گرفت بعدم آروم کرد داخلم خیلی داشتم خودمو کنترل میکردم که جیغ نزنم ولی نمیتونستم انقدر که تحریک شده بود خودمو بالا پایین میکردم
کوک : آه جوجه آفرین آه
ا/ت : یکم کمکم کن آه
کوک خودشم داشت تلمبه میزد که ارضا شدیم
یه بوسه رو لبم زد و افتاد کنار تخت دیگه حال نداشتم نمیتونستم تکون بخورم ولی میدونستم جیمین منتظره پاشدم و رفتم کنارش دستام دور گردنش حلقه کردم
ا/ت: ددی نمیخوام ناراحت ببینمت
جیمین : عسل من
لبام و کوبوندم رو لباش بردمش رو تخت با لباش بازی میکرد که ک. ی. ر شو گرفتم تو دستم و مالوندمش
صدای ناله اش بند شد
جیمین : آه تند ترش کن آه
ا/ت: ددی منو بکن آه
جیمین به حرفم گوش داد اومد روم کردش داخلم و تلمبه زد داشتم باهاش لب میگرفتم اونم سینمو میمالید سرعتشو برد بالا
ا/ت: آه آره تند تر
جیمین : آه عسلم امرزو خیلی هورنی شدی
وقتی اینو گفت ارضا شدیم
هر ۳ تامون رو تخت افتاده بودیم نای حرکت نداشتیم
ا/ت : دوستون دارن
هر ۳ تاشون باهم : ما هم دوست داریم
داشت خوابم میبرد که بغلم کردن و خوابیدیم
......................

کامنت و لایک فراموش نشه
دیدگاه ها (۵)

خب بچه ها بنظرتون زودتر فیک ۳ عاشق و تموم کنم و یه فیک دیگه ...

۳ عاشق پارت ۲۰ ویو کوک از خواب بیدارم شدم و جوجه امو دیدم وا...

بچه ها معذرت بخدا نتم بالا نمیومد هر چی میومدم تو برنامه باز...

۳ عاشق پارت ۱۸ ویو ا/ت از اتاق اومدم بیرون و دیدم نام جون نش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط