سالهاست در روان بسیاری از ما زنی و مردی این چنین، به تابو

سالهاست در روان بسیاری از ما زنی و مردی این چنین، به تابوت خاطرات پیوسته اند... ما بر سر اسکلت های بی جان آن ها می نشینیم و دعا می کنیم زنده شوند همچون روز اول ... غافل از این که این خاطره سال هاست مرده است و ما در حسرت یک مرگ باقی لحظات عمر خود را خواهیم کشت .... کافی ست بپذیریم از آن لحظه های خوش تنها دو اسکلت باقی مانده است و بس ... ولی ما هنوز زنده ایم و می توانیم هزاران لحظه زیبای دیگر خلق کنیم، تنها کافیست بخواهیم این دو اسکلت بی جان را در آرامش خاطرات رفته رها کنیم و دوباره به زندگی سلام دهیم
دیدگاه ها (۶)

قالیباف: با موشک‌هایمان بدون محدودیت، به هر هدفی که بخواهیم ...

وقتی منطق دیوار می‌کشد و عشق پنجره را باز می‌کند...روان‌شناس...

بعضی آدم‌ها می‌روند، اما نام و یادشان برای همیشه در دل‌ها می...

انسان متحیر در ستایش جزئیات این جهان هستی است..متحیر از ؛تفا...

🔹روایتی شنیدنی از شجاعت راهدار «جان‌فدا»‌🔹گاهی رسالت یک راهد...

~🐨: توی کنسرت‌ها خیلی وقت‌ها وقتی به بخش اَنکور می‌رسیم، سرا...

متن کامل پست آسانی و تیکه به رامین: ما آن‌قدر کوچکیم که بخوا...

امشب دلم از دوری‌ات پیوسته بارانی‌ستحال دلم آشفتــــــــــــ...

کصشعر.‌‌​پیش از آنکه این واپسین نفس، در این سینه رو به زوال،...

انیمه مهد کودک دلیکو ، یه انیمه فوق العاده زیبا و دوست داشتنی . حتما ببینید.(مقدمه در کپشن)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط