پدرم

پدرم
آرزوهایم را قورت می داد
تا چشمانم مه گرفت
چون
دستش مانند
پای برادرم همیشه لُخت بود…
چقدر صورتم
بوی زحمت می گیرد
وقتی نوازشم می کند
دیدگاه ها (۱)

در این هستی همه چیز نمود بباید برای خویشتن من که بیدار و ...

مراقـــب حــــرف هایتـــان باشیـــد ... وقــــتی زده شدنــ...

میوه ارایی

سفره ارایی

فقط خداست که …میشود با دهان بسته صدایش کرد…میشود با پای شکست...

#سناریو_بی_تی_اس #درخواستی وقتی بوکسوری و وسط دعوا می زنی تو...

خلاصه زندگی دارک فلاورد از زبان خودش:یادم نمیاد دوستی تو زند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط