سلام .

سلام .
چکاوک .
بهار نارنج بوی تو را اورد .از او پرسیدم تو که به ذات بدین بوی الهی مفتخری .
گفت نمیدانی که من هم نشین چه کسی هستم. بلادرنگ صدای قلبم مرا بیدار کرد . وشستم را خبر دار .
بدو گفتم .
بدین زیبایی ومعطری ترا چه حاجت به چکاوک .
گفت نکته همین جاست که با او که بنشین او شوی .
زمانش مهم نیست
مکانش گیراست ان خانه که من بودم .بوی عطر او را دمادم منتشر میکرد .
دهانم بسته شد و بدلم گفتم .
ترا چه حاجب به فضولی .بنشین وحض ببر .
که مرا بیتی بیاد امد .
دوش میگفت به مژگان درازت بکشم
یارب از خاطرش اندیشه بیداد ببر . .
روی بر اسمان گرفتم در دل فریاد نهان کشیدم .
دلا در عاشقی ثابت قدم باش
دیدگاه ها (۲)

اولین ائتلاف .

How beautiful at eventideTo see the twilight shadows pale,St...

اگر به کسی گفتی مراقب خودت باش پاسخش چه خواهد بود ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟...

اشک رازی ستلبخند رازی ستعشق رازی ستاشک آن شب لبخند عشقم بود

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط