فکر کن در اواسط شهریور کسی را که دوستش داری ناگهان در می

فکر کن در اواسط شهریور کسی را که دوستش داری، ناگهان در میان کافه ای دنج پیدا کنی و با او یک فنجان چای بهار نارنج بنوشی..
یا یک سلام بعد از چشم انتظاری..;-)
یا روی صفحه تلفن همراهت چهره مادرت ظاهر شود و صدایش آرامت کند که: «کجایی مادر؟ غذا خوردی؟»...
زندگی همین است؛ دیدن یک فیلم خوب در سینما و ساعت ها بحث با کسانی که از جنس تو اند...
زندگی یعنی سفر...
یعنی بستن یک چمدان با ذوق...
یعنی کاسه آبی که پشت سرت می ریزند...
زندگی یعنی یک جمع دوستانه که بعد از سال ها به هم رسیده اند و انگار هنوز سرشارند از حس نوجوانی گم شده...
زندگی یعنی زنگ در را که می زنی پدرت در را باز کند و با آن چهره ی خسته اما مهربان , سلامت را جواب بگوید...
زندگی یعنی برادرت، خواهرت، صدایت کند تا برایت چیزی را تعریف کند که تا به حال به کسی نگفته...
زندگی یعنی چایی که سرد میشود
زندگی یعنی وقتی به خانه بر می گردی یک نفر دیگر خانه باشد تا چای داغ را کنارش بنوشی
یا بوی شیرینی داغ
یا شکوفه های گیلاس
زندگی یعنی بوی پاییز و نم نم بارون
زندگی یعنی یک دوستت دارم شیرین
زندگی یعنی یک جعبه مداد رنگی وبوی یک دفتر کاهی
زندگی یعنی همین چیزهای ساده و دلنشین
زندگی یعنی من ،تو،نه اصلا یعنی ما....
زندگیتان پر از لبخند و حس خوب..

پ.ن
تصویرازانگورهای افغانستانه
دیدگاه ها (۵)

هر کس این مسئله رو حل کنه ، ای کیوش بالا 120 هست ؟در اتوبوسی...

میبینی " پاییز " را ؟؟؟!!!چقدر عجول است برای آمدن ... انگار ...

خندوانه در کدام شهر محبوبتر است؟ + سند تاریخ انتشار: 94/06/1...

کمی طولانی است ولی ارزش خواندن دارد.آمار ها نشان می دهد تعدا...

یک عصر تابستان

شب 🌑شب قبل با تمام وجود تصمیم گرفت رگ دستش را بزند .دنبال دل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط