تنها سفر کردن را دوست دارم
تنها سفر کردن را دوست دارم
اما از یک چیزش بدم میآید ...
وقتی غمگین و دل رمیده و تنها سفر میروی
دیدن آدمهایی که گروهی به سفر میآیند و خوشحالند ...
و در حال بگو بخند و بزن و بکوب هستند ...
زجر آور است....
وقتی معلم از کلاس بیرونم میکرد ...
در کلاس نبودن به خودی خود خوب بود
اما شنیدن صدای خندهی همکلاسیها
بیرون از کلاس بودن را دردناک میکرد.......
تنها بودن تلخ نیست
رها بودن تلخ نیست ...
اما بیرون از دایره بودن تلخ است ...
نبودن با دیدن بودن سخت است ...
ندیدن در کنار شنیدن درد است ...
در بازی بودن اما بازی داده نشدن ...
زجر است .....
اما از یک چیزش بدم میآید ...
وقتی غمگین و دل رمیده و تنها سفر میروی
دیدن آدمهایی که گروهی به سفر میآیند و خوشحالند ...
و در حال بگو بخند و بزن و بکوب هستند ...
زجر آور است....
وقتی معلم از کلاس بیرونم میکرد ...
در کلاس نبودن به خودی خود خوب بود
اما شنیدن صدای خندهی همکلاسیها
بیرون از کلاس بودن را دردناک میکرد.......
تنها بودن تلخ نیست
رها بودن تلخ نیست ...
اما بیرون از دایره بودن تلخ است ...
نبودن با دیدن بودن سخت است ...
ندیدن در کنار شنیدن درد است ...
در بازی بودن اما بازی داده نشدن ...
زجر است .....
- ۶.۳k
- ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط