رفت تا دیگر در چشمان عاشقش دیده نشود

رفت تا دیگر در چشمان عاشقش دیده نشود
نمیدانست چشمانش
لبانش
دستانش
تمام وجود مردانه اش در احساس زنانه اش حک شده 
واین عشق
ربطی به بودن و نبودنش ندارد
کاش قبل رفتن میفهمید
دیدگاه ها (۴)

007-پنهان در مه - پارت ۸۱

دلبر رئیس

Part:1🕸همه بدبختی ها از یک تصادف کوچک شروع شد موقعی که یک کا...

𝑇ℎ𝑒 𝑙𝑜𝑠𝑡 𝑎𝑛𝑔𝑒𝑙𝑃𝐴𝑅𝑇: 104____ات:ک…کوککوک:….منات: نگام کندخترک ...

حمایت یادتون نره ❤❤

رفتیو بعد از رفتنت در خود شکستماز تو تنها چیزی که برایم به ج...

آقای سرزمینمگوش کن، به درد دل هایم گوش کنتویی که شاید خیلی و...

اقای سرزمینمگوش کن، به درد دل هایم گوش کنتویی که شاید خیلی و...

وقتی با لباس خواب نازک و تابستانیاتاق کوچک عاشقانه تان را وج...

امان از کژی ها و ناراستی ها امان از عقده هاامان از حرفهایی ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط