شب آمد باز دل بر غم نهادم

شب آمد باز دل بر غم نهادم
زمام دل به دست غصه دادم

#عبید_زاکانی
دیدگاه ها (۳)

پا به پا کردم و جان کندم و گفتم آخردوستت دارم و گفتی ن...

ای آنکه مرا برده ی از یاد،کجایی؟بیگانه شدی، دست مریزاد، کجای...

من یار تو ام نمی شوم یار کسیدر دام تو ام نمی شوم رام کسی این...

فقط غربت رفته دانددرد دوری و غریبی رونه مرا طاقت غربتنه تو ر...

🏴باز محرم رسید و دل پرچم گرفته🏴باز محرم رسید و کتیبه غم گرفت...

خب دیگه بستونه شب شاید باز پارت دادم :)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط