شب ها انقدر

شب ها انقدر
به آغوشت فکر میکنم
که تنم گر میگیرد.............!!

لطفا بعد از خواندن این شعر
کمی مرا
با آغوشت در میان بگذار...!!!!









«آیدین دلاویز»
دیدگاه ها (۲۶)

می نشینم روی ایوان با دو استکان چایآری فقط با دو استکان چای....

والا..خخخخخخخخ

چلنجر sRT

فورد موستانگ

مرابه آغوشـت دعوت ڪنبگذار داغ بنوشمتو بسوزد جگرم از شیرینی ق...

این چیست که چون دلهره افتاده به جانمحال همه خوب است، من اما ...

دسـت نوشـتـه هـای عمــو هیـــون قسمـت اولبیست و هشت ژوئنرزِ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط