صبح شد! آغوش من‌ را غرقِ در آغوش کن

صبح شد! آغوش من‌ را غرقِ در آغوش کن
قهوه ی چشمان کوبایی برایم جوش کن؛

لب مربا، تن کره، اصلا تو کندوی عسل
بوسه دم کردم بیا صبحانه ات را نوش کن...

#سینا_تقی_زاده
دیدگاه ها (۳)

کسی دنیای طاقت را به هم زدو مفهوم لیاقت را به هم زددعا کن لا...

بیزارم از آدمی که دیگر" من " نیستاز حال بدی که علتش روشن نیس...

در آغوشت لب دریا بیافتمبه جرم عشق ورزی ها بیافتمکبود از بوسه...

خنده‌ات, صبح روز تعطیل است،وسط روزهای پرکاریخنده‌ات, چند ثان...

✩★ 🎀 𝓂𝓎 𝒹𝒶𝓊𝑔𝒽𝓉𝑒𝓇 🎀 ★✩پارت۱۹ات ویو صبح زود بیدار شدم چون ...

رمان دختر خاص پارت 26

مافیای من پارت پنجم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط