ماه شدی در شب مهتاب من

ماه شدی در شب مهتاب من
آه شدی در دل بی تاب من
مایه ی آرامش هر خواب من
خوبترین گوهر شب تاب من
آخر شعرم شده چشمان تو
من شده ام مست و غزلخوان تو
مهر تو شد موجب آسایشم
یک شبه شد باعث پیدایشم
تشنه ی یک عشقم و آرامشم
عاشقم امشب همه بخشایشم
عاشق آن جعد و دو زلفان تو
من شده ام مست و غزلخوان تو
شیفته یک شب رویایی ام
اوج پریشانی و شیدایی ام
عاشق یک ساحل دریایی ام
محو دو چشمان فریبایی ام
تا که نشینم به سر خوان تو
من شده ام مست و غزلخوان تو
دیدگاه ها (۹)

مست و شیدا کن مرا دیوانه امجز تو با خلقِ خدا بیگانه امخونِ د...

عاشقت هستم مرا دیوانه تر از این نکنمن خرابم خواهشا ویرانه تر...

ساكت نمی شود دل مان، وقتیصد ها دليل ِ از تو سرودن هستپر مي ك...

گریه کردم عشق را هر شب مَلامَت می کنممیشوم بی اعتنا دل را شم...

Anya x Damian پارت ۱۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط