شب آمد و بر شاخه ی اندوه جدایی

شب آمد و بر شاخه ی اندوه جدایی
این مرغ_شباویز دوباره گله سرداد
دیدگاه ها (۱)

در خاک بپوسد مگر این جسم تکیده ورنه نروی هیچ عزیز_دلم از یاد

این سوختن و ساختن اصلا به شما چه تقصیر_دلم_بود که لعنت به دل...

در حقِ منِ سوخته ی خاطره هایت باور نکنم ای گل_ناز اینهمه بید...

چه آسانبه مردم گفتمکه دیگر میانِ ما راهی نمانده است،که هر کد...

بــاز گـذر مـن بــه آرامـسـتـانـی افـتـاد...کـهـ هـمـهـ آرام...

بانو من بت قل میدم ی شب ک امد خونه منو ایساگی برات میدوزدم. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط