و بعد امه زد زیر گریه گفت درکت میکنم امه چون مامان از ما
و بعد امه زد زیر گریه گفت درکت میکنم امه چون مامان از ما مخفی کرده بود
یعنی این همش تخسیر مامان بود
اره
همه پشت بوته به حرف باکوگو امه گوش دادن
امه ناراحت شد و رفت توی اتافش
باگوکو گفت :امه وایسا
نمیخوام ولم کن
و بعد رفت توی اتاق
گفت :امه منم بعد شنیدن این حرف ها ناراحت عصبانی شدم امه در اون اتاق کوفتیو باز کن
چرا
چون منم الان وضعیتم مثل توئه امه
باشه
درو باز کرد باکوگو گفت
درکت میکنم امه دیگه ناراحت نباش
اخه چطوری نتونم ناراحت نباشم
ام... ببینم بستنی میخوای
اره
ویسا الان برات میارم
باشه
بفرما اینم از بستنی
ممنون نم نم
یکمم به من نمیدی🥺
بیا بخوار
باشه😏
میگم میخوای بریم یکم حرف بزنیم
اره
بعد حرف زدن امه زود خوابش برد باکوگو اونو بلند کردن و برد توی اتاقش امه سردش بود
اون پتو رو روی امه کشید و رفت
دکو دوباره پرسید چرا به امه خیلی گیر میدی
به تو ربطی نداره دکوی نفله
همه تعجب کردن و و به باکوگو گیر دادن که بگه
باکوگو گفت : امه خواهرمه خودمم تازه فهمیدم و هر وقط بهش گفتم ناراحت شد و زد زیر گریه و این موضوع منو دوباره نارحت کرد
دکو گفت : اشکالی نداره درکت میکنم
ممنون دکو
خواهش میکنم کاچان 😁
و بعد باکوگو گفت :خودم اون قهرمان کش رو میکشم چطوری به خواهر من صدمه زد هااااااااااااااااااااااااااا
اروم باش باکوگو
باشه من میرم میخوابم برو بخواب یکم اروم شی باکوگو
😠باشه نفله ها
روز بعد ....
یعنی این همش تخسیر مامان بود
اره
همه پشت بوته به حرف باکوگو امه گوش دادن
امه ناراحت شد و رفت توی اتافش
باگوکو گفت :امه وایسا
نمیخوام ولم کن
و بعد رفت توی اتاق
گفت :امه منم بعد شنیدن این حرف ها ناراحت عصبانی شدم امه در اون اتاق کوفتیو باز کن
چرا
چون منم الان وضعیتم مثل توئه امه
باشه
درو باز کرد باکوگو گفت
درکت میکنم امه دیگه ناراحت نباش
اخه چطوری نتونم ناراحت نباشم
ام... ببینم بستنی میخوای
اره
ویسا الان برات میارم
باشه
بفرما اینم از بستنی
ممنون نم نم
یکمم به من نمیدی🥺
بیا بخوار
باشه😏
میگم میخوای بریم یکم حرف بزنیم
اره
بعد حرف زدن امه زود خوابش برد باکوگو اونو بلند کردن و برد توی اتاقش امه سردش بود
اون پتو رو روی امه کشید و رفت
دکو دوباره پرسید چرا به امه خیلی گیر میدی
به تو ربطی نداره دکوی نفله
همه تعجب کردن و و به باکوگو گیر دادن که بگه
باکوگو گفت : امه خواهرمه خودمم تازه فهمیدم و هر وقط بهش گفتم ناراحت شد و زد زیر گریه و این موضوع منو دوباره نارحت کرد
دکو گفت : اشکالی نداره درکت میکنم
ممنون دکو
خواهش میکنم کاچان 😁
و بعد باکوگو گفت :خودم اون قهرمان کش رو میکشم چطوری به خواهر من صدمه زد هااااااااااااااااااااااااااا
اروم باش باکوگو
باشه من میرم میخوابم برو بخواب یکم اروم شی باکوگو
😠باشه نفله ها
روز بعد ....
- ۱.۶k
- ۱۲ اسفند ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط