خوشا عشقی که معشوقش تو باشی

خوشا عشقی که معشوقش تو باشی
به جانش تب کند،درمان تو باشی
برای خنده جانانه بر لب
برای حرم چشمان پراز تب
برای گریه شبهای تارش
برای سینه پر از فراغش
برای ای دل ای دلهای جانش
برای ناله های، جان عذابش
برای هرچه از دنیا بخواهد
ویا چیزی برای خود نخواهد
همه در عشق تو گیر
شده عشقی به زنجیر
خوشا عشقی که معشوق تو باشی
دوای درد بی درمان تو باشی
دیدگاه ها (۵)

My Vampire Mate Season 2 part : ۸۷

خسف | قصه سی ام: امام کاظم (ع) (بخش پایانی)

خوشا راهی که پایانش تو باشی

نشاط انگیز و ماتم زایی ای عشقعجب رسوا گر و رسوایی ای عشقاگر ...

دلم پر میزند هردم بسویت یار پنهانی لبی وا کن تو ای غنچه که ب...

حتما ،داستان لیلی و مجنون و فرهاد وشیرین رو هم شنیدید؟….. می...

ای که عشقت شعله ور در جانِ ما،جانم حسیناز ازل مهرِ تو در بنی...

#ashuraای که عشقت شعله ور در جانِ ما،جانم حسیناز ازل مهرِ تو...

جغد بر کنج ویرانه ای نشسته بود و گاه گاهی ناله ای سر میداد و...

از نگاهت خواندم که چقدر دوستم داری ، اشک از چشمانم ریخت و از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط