کوک : این ا. ت هست و نامزد من
کوک : این ا. ت هست و نامزد من
بابای کوک : چیی؟ نامزد؟ تو از کی تا حالا نامزد کردی من نمیدونستم؟ اصلا کی تونسته دل سرد تورو گرم کنه؟
کوک : (توی ذهنش) اگه بگم الان میگه چرا به من نگفتی
امممم خب راست...
ا. ت : پدر جان یه 1 سالی میشه
بابای کوک : پدر جان؟ وای نمیدونی چقدر خوشم میاد میگی پدر جان
ا. ت : راست میگین پدر جان؟
و هر دو خندیدن
مادر کوک : خب منو چی صدا میکنی؟
ا. ت : شما مادر جان
مامان کوک : ممنون عروس خانواده جئون
همون لحظه جنی اومد
و سریع به کوک چسبید
جنی : او ددییییی منتظرت بودم
ا. ت : ددی؟
جنی : بله ددی
ا. ت : اون وقت شما کی باشی؟
جنی : من؟ من نامزدش صاحبش عشقش زندگیش همهی کسش
ا. ت : هه اون وقت چطور شما نامزدی که من دارم با اون ازدواج میکنم؟
جنی : ههه ددی داری به من خیانت میکنی؟ (گریه الکی)
کوک : جنی شلوقش نکن به تو ربطی نداره من و تو با هم نه کاپلیم نه نزدیک فهمیدی؟
که جنی از فشار زیاد رفت و همون لحظه آهنگ رقص تانگو شروع شد
بابای کوک : افتخار میدین بانو
ا. ت : البته
ا. ت و بابای کوک داشتن باهم میرقصید که مامان کوک به کوک گفت
مامان کوک : کوک سلیقه خوبی داری
کوک : معلومه
مامان کوک : اگر اذیتش کنی با من طرفی و درزم من نوه میخوام زیاد
کوک : ماماننننننن
مامان کوک : و باید جبران کنی
کوک : چی رو؟
مامان کوک : اینکه زود تر نگفتی نامزد کردی
پارت بعد اسمات اگر جنبه ندارید نخونید ❤️
بابای کوک : چیی؟ نامزد؟ تو از کی تا حالا نامزد کردی من نمیدونستم؟ اصلا کی تونسته دل سرد تورو گرم کنه؟
کوک : (توی ذهنش) اگه بگم الان میگه چرا به من نگفتی
امممم خب راست...
ا. ت : پدر جان یه 1 سالی میشه
بابای کوک : پدر جان؟ وای نمیدونی چقدر خوشم میاد میگی پدر جان
ا. ت : راست میگین پدر جان؟
و هر دو خندیدن
مادر کوک : خب منو چی صدا میکنی؟
ا. ت : شما مادر جان
مامان کوک : ممنون عروس خانواده جئون
همون لحظه جنی اومد
و سریع به کوک چسبید
جنی : او ددییییی منتظرت بودم
ا. ت : ددی؟
جنی : بله ددی
ا. ت : اون وقت شما کی باشی؟
جنی : من؟ من نامزدش صاحبش عشقش زندگیش همهی کسش
ا. ت : هه اون وقت چطور شما نامزدی که من دارم با اون ازدواج میکنم؟
جنی : ههه ددی داری به من خیانت میکنی؟ (گریه الکی)
کوک : جنی شلوقش نکن به تو ربطی نداره من و تو با هم نه کاپلیم نه نزدیک فهمیدی؟
که جنی از فشار زیاد رفت و همون لحظه آهنگ رقص تانگو شروع شد
بابای کوک : افتخار میدین بانو
ا. ت : البته
ا. ت و بابای کوک داشتن باهم میرقصید که مامان کوک به کوک گفت
مامان کوک : کوک سلیقه خوبی داری
کوک : معلومه
مامان کوک : اگر اذیتش کنی با من طرفی و درزم من نوه میخوام زیاد
کوک : ماماننننننن
مامان کوک : و باید جبران کنی
کوک : چی رو؟
مامان کوک : اینکه زود تر نگفتی نامزد کردی
پارت بعد اسمات اگر جنبه ندارید نخونید ❤️
- ۲۵۳
- ۱۲ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط