...حُسین جان(ع)...

...حُسین جان(ع)...

خَلق تَحویلم نمیگیرن تو تَحویلم بگیر
تو کہ تَحویلم نمیگیرے هَمَش تَب مے کُنم

گفت: کارَت چیست؟؟ گفتم چند سالے مے شود
کَفش های گریه کُن ها را مُرتّب میکنم

هر شب از پنج تن، من گِریہ تَقاضا کرده ام
هر چہ را دادند یکجا خرج زِینَب(س) مے کُنم

...اَللّهُمَ ارزُقنا کَربَلا...
دیدگاه ها (۱)

حُسین جان(ع)خَلق تَحویلم نمیگیرن تو تَحویلم بگیر تو کہ تَحوی...

در قنوتم همیشه می گویم:ربنا آتنا حریم حسیندست خالی مرا نکن ر...

سوگند بر سیاهی شب‏های ماتمتما زنده‏ایم زنده به عشق محرمتروز ...

همین شعر برا محرم بسهﺍﺯ ﺯﺑﺎﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺭﺑﺎﺏ ‏( ﺱ ‏) :.ﻣـﻦ ﻗﯿﺎﻣﺖ ﺟ...

پنجم ربیع‌الاول، یادآور وفات بانویی از سلاله پاکان است #حضرت...

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط