یاده آن عیامی که در فکر سر

یاده آن عیامی که در فکر سر
علم و حیاتی داشتم
به انتظار دیدنش چشم روشنی ها داشتم
چو سایه همرایش می گذشتم
لیکن رنگ من افسانه بود
ای دو صد افسوس در دلش
چه افسون گری ها داشتم
🕊️
دیدگاه ها (۰)

ما گیمر ها وقتی که بازی می کنم🫴و در بازی چیزی داریم بنام غنی...

اونا از اون بر دنیا انگل ماه که نه🤷اینا دادن آی بدو برو پولت...

وای بر من تنها نه😐 بر همه🙋مخصوصن آنانی که وعده های🐣رنگارنگی ...

وای بر من❤️‍🔥🫴

پارت ۲۸زمان که میگذشت، حقیقت پررنگ تر میشد. خورشید تا ابد پش...

#قطعه‌ای.که.مارو.به.هم.وصل.می.کنه#پارت1---------------------...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط