لبخـــندمـــ را بریـ ــ ــدم

لبخـــندمـــ را بریـ ــ ــدم

قــاب گــرفتمــــ

بــ ــه صـورتـم آویختــم !

حــالا بـا خیــال راحــت

هــر وقتـــ دلـــــمـــ گـــرفتـــ ” بغـــض ” مـیکنمــــ …
دیدگاه ها (۲)

تمــام روزهـایی کــه... ســرگرمیت بـودم زندگیــم بـودی

هیچﻭﻗﺖ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺣﺮﻑ ﻣﺮﺩﻡ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﻭ ﺧﺮﺍﺏ ﻧﮑﻦ დีﺩﻫﻦ ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﻫﻤﯿ...

من خوبـــــــم..! عاشق نیستم.. فقط گاهـــی به یادش که می افت...

آقام امام رضا(ع) ❤️کسی غیرِ تو ندارم...آقای حرف‌های دمِ گوشی...

‏🐰[۰۰:۵۷ به وقت کلمبیا]تو پرواز غذا خوردم، کوکپاب* هم داشت، ...

رمان: گناه آبیp-4قاب عکس رو آروم سر جاش گذاشتم و از اتاق بیر...

❓تا حالا فکر کردید چرا بعضیا حتی برای تفریحشونم #برنامه دارن...

پارت پنجاه‌ونهم | خونه‌ی لاراجئون جونگ‌کوکبالاخره رسیدیم کره...

« دختر کوچولوی من » پارت 9

✈️ چند روز بیشترپارت ۱۶وقتی شب شد، نامجون لیا رو به خونه رسو...

وقتی میخواستی جدا بشید و...

رمن:گناه ابی p:3سه روز از ورودم به عمارت مهراد گذشته بود.هر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط