پارت ۵
پارت ۵
عشق اجباری
حالمو خوب میکنه از ماشین پیاده شدم و رفتم زنگ درو زدم سعی کردم قیافم رو جدی نشون بدم و ذوقمو پنهان کنم پدرش در و باز کرد
_سلام آقا خوش آمدید الان صداش میکنم بیاد
_هی هر.زه بدو بیا دیگه
خدایا منو کنترل کن نزنم دهن اینو سرویس کنم هر.زه باباته عوضی به فرشته من نگو عوضی اههه خون سرد باش جونگکوک ریاکشنی نباید نشون بدی
اومد وای فرشته کوچولوم اومد اما چرا چشاش پف کرده صبر کن ببینم نکنه گریه کرده با این فکر قلبم درد گرفت
_س.س.سلام
_نیاز نیست لکنت داشته باشی کوچولو
ویو ته
انتظار شنیدن هرچی رو از دهنش داشتم جز این اههه باورم نمیشه قراره اینجوری زندگیم به فنا بره
_اوما خدافظ
تو این خونه فقط اوما منو دوست داشت یهو دیدم با گریه پرید بغلم دیگه نتونستم بغضم و نگه دارم منم زدم زیر گریه.....
عشق اجباری
حالمو خوب میکنه از ماشین پیاده شدم و رفتم زنگ درو زدم سعی کردم قیافم رو جدی نشون بدم و ذوقمو پنهان کنم پدرش در و باز کرد
_سلام آقا خوش آمدید الان صداش میکنم بیاد
_هی هر.زه بدو بیا دیگه
خدایا منو کنترل کن نزنم دهن اینو سرویس کنم هر.زه باباته عوضی به فرشته من نگو عوضی اههه خون سرد باش جونگکوک ریاکشنی نباید نشون بدی
اومد وای فرشته کوچولوم اومد اما چرا چشاش پف کرده صبر کن ببینم نکنه گریه کرده با این فکر قلبم درد گرفت
_س.س.سلام
_نیاز نیست لکنت داشته باشی کوچولو
ویو ته
انتظار شنیدن هرچی رو از دهنش داشتم جز این اههه باورم نمیشه قراره اینجوری زندگیم به فنا بره
_اوما خدافظ
تو این خونه فقط اوما منو دوست داشت یهو دیدم با گریه پرید بغلم دیگه نتونستم بغضم و نگه دارم منم زدم زیر گریه.....
- ۴۳۰
- ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط