هر چه چشمان او جوان بودند پدرم دست های پیری داشت

هر چه چشمان او جوان بودند پدرم دست های پیری داشت
جنگ می کرد با نداریمان پدر من دل دلیری داشت

مردها پشت چهره ای محکم فکرهای مشوشی دارند
پدر من اگر چه می خندید در خودش روح گوشه گیری داشت


#سید_تقی_سیدی
دیدگاه ها (۱۱)

مصرع ناقص من کاش که کامل می شدشعر در وصف تو از سوی تو نازل م...

دانا و مهربان و تواناست لاجرم وقتی دلم برای خدا تنگ می شود ن...

دلم تا عشقباز آمد، در او جز غم نمی بینم…دلی بی غم کجا جویم؟ک...

روز پدر(مرد) مبارک باد... ❤❤با احترام فراوان تقدیم به همه ی ...

ادامه پارت هفتم ویسگون نگذاشت بنویسمش💋مرد جوان چشم هایش را ب...

یک ماه گذشت.ساعت ۲:۰۳ بامداده.کلاب نفس میکشه.بیس آهنگ مثل ضر...

🟢 سبزپوشانی که این شبها جوری دیگر سیما شهر را زیبا می کنند🔸 ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط