𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬

𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬
p6
J: بسیار خب؛ کیم،با من بیا وسایلم رو از کلاس برمیداریم و میرسونمت. و گون شیک، تو همینجا بمون تا تکلیفت روشن بشه.
تهیونگ دل دردش شدید تر شده بود. وسط راه پاهاش دیگه توان حرکت نداشتن و همونجا ایستاد. مدرسه دور سرش میچرخید و انگار چیزی بدنش رو پایین می‌کشید.
- کیم، حالت خوبه؟
م..من؟ آها آره..
- برات صبر میکنم. حالت بهتر شد میریم از کلاس وسایلمو برداریم.
۵ دقیقه گذشت و تهیونگ بدتر می‌شد. جونگکوک میدونست که نمیتونه دیگه صبر کنه هرچقدر بیشتر اونجا می موند احتمال اینکه کنترلشو از دست بده بیشتر می‌شد.
تهیونگ تقریبا خوابش برده بود. جونگکوک‌ تهیونگ رو آروم از جاش بلند کرد.‌
نمی‌خواست براید استایل بغلش کنه، شبیه زوجا میشدن. اما تهش مجبور شد همون براید بغلش کنه، هر طور دیگه ای بغلش می‌کرد به دلش فشار وارد میشد. قدم های بلند، آروم و سبک برداشت. نمی‌خواست امگا رو بیدار کنه. روهرویی که کلاسشون داخلش بود خیلی پر سر و صدا شده بود.
- دیدی چطوری پشت استاد قایم شد؟
دیدی استاد چطوری مچ دستشو گرفت؟
بعضی ها تو کلاس میگفتن جونگکوک و تهیونگ به هم میان. چی میشد اگر محبوب ترین آلفا تو مدرسه با محبوب ترین امگا جفت باشه؟
خیلی ها هم توی کلاس مخالف بودن چون حسودی میکردن.
- بیخیال بابا اون امگای نچسب رو انقدر به استاد خوشتیپمون نچسبون.
امگای نچسب؟ اون آلفای معلول رو به اون امگای بامزه ربط نده.
وقتی جونگکوک‌ وارد کلاس شد همه ساکت شدن.
زمزمه وار به هم چیز هایی میگفتن.
هاله ی خیلیا سبز پر رنگ ( حسادت ) شده بود. جمعیت کمتری هم صاحب هاله ی زرد (خوشحالی) شده بودن. احتمالا از دیدن تهیونگ تو بغل جونگکوک خوششون می اومد.
جونگکوک همون‌طور که تهیونگ رو بغل کرده بود یکی از دست هاش رو آزاد کرد و کلید کمدش رو با دست آزادش برداشت. داشت وسایلش رو برمیداشت که صدای ضعیف تهیونگ به گوشش رسید که هومی از رضایت می‌گفت و کمی تو بغل جونگکوک‌تکون خورد.
جونگکوک بدون اینکه بفهمه نیشخند محوی زد. با ماژیک روی تخته چیزی نوشت.
* تکلیفی ندارید. قرار بود زنگ بعدی هم فیزیک بخونید که چون من نیستم خانم هوانگ جای من درس میده. در ضمن، فکر اشتباهی نکنید. من فقط یه معلمم که حال دانش آموزش خوب نیست.*
همین که جونگکوک از در بیرون رفت بمبی از سر و صدا تو کلاس منفجر شد.
جونگکوک تو بغل جونگکوک راحت بود و احساس امنیت می‌کرد.
دور از هر الفای مزاحم و منحرفی، دور از هر حاشیه ای، تو آغوش جونگکوک. چند نفر توی کلاس ازشون عکس گرفته بودن. یعنی قرار بود با عکسا چی کار کنن؟
دیدگاه ها (۲)

𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬p7گون شیک درحالی که دستش رو روی ساعدش، درست همو...

𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬p8- تهیونگ.. من دارم بهت محل میدم.. فقط بلد نیس...

𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬p5ـ یعنی داری میگی این امگای کوچولوی بامزه دستت...

𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬p4تهیونگ بین راهروها پرسه می‌زد. نمیدونست دفتر ...

𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬p35« نیمیخوامم من همینو دوست دارمم! »دوباره ا.س...

𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬p2۱۲۰ دقیقه گذشته بود. تهیونگ تو ماشین جونگکوک‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط