حرف های زیادی بلد نیستم

حرف های زیادی بلد نیستم

من تنها چشمان تو را دیدم

و گوشه ای از لبخندت که حرف هایم را دزدید

از عشق چیزی نمی دانم اما دوستت دارم

کودکانه تر از آنچه فکر کنی
دیدگاه ها (۱۵)

.

از تمام زندگی خدا را خواستمو از خدا تو را و دیگر هیچ !

به دریا می زنم ! شاید به سوی ساحلی دیگرمگر آسان نماید مشکلم ...

ناسپاس از عشق پاکت نیستم,من که عمری با خیالت زیستم,دوستت دار...

عشق تو به تار و پود جانم بسته است بي روي تو درهاي جهانم بسته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط