پارت ۲۲
پارت ۲۲
آبنبات با طمع لبات
بعد از صحبت با هان سو بلند شدم که پشت سرم کوک و دیدم خیلی مشکوک بود واییی من باید تظاهر کنم اگر فراموشی دارم چجوری اینا یادمه اخخ ا/ت ریدی
ا/ت: جیمیننننننننن*داد
جیمین: هاااا؟؟ همین بغلتمااا گوشم کر شد
ا/ت: خوب حالا پاشو *چشمک
جیمین: اوک ما داریم میریم بیرون خدافظ
رفتم یک لباس قشنگ پوشیدم موهام حالت دادم و آرایش کردم و همراه جیمین رفتیم
آبنبات با طمع لبات
بعد از صحبت با هان سو بلند شدم که پشت سرم کوک و دیدم خیلی مشکوک بود واییی من باید تظاهر کنم اگر فراموشی دارم چجوری اینا یادمه اخخ ا/ت ریدی
ا/ت: جیمیننننننننن*داد
جیمین: هاااا؟؟ همین بغلتمااا گوشم کر شد
ا/ت: خوب حالا پاشو *چشمک
جیمین: اوک ما داریم میریم بیرون خدافظ
رفتم یک لباس قشنگ پوشیدم موهام حالت دادم و آرایش کردم و همراه جیمین رفتیم
- ۹.۲k
- ۰۷ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط