از جمادی مُردم و نامی شدم،

از جمادی مُردم و نامی شدم،
وز نما مُردم به حیوان برزدم،

مُردم از حیوانی و آدم شدم،
پس چه ترسم کِی ز مردن کم شدم،

حملهٔ دیگر بمیرم از بشر،
تا بر آرم از ملایک پر و سر،

وز مَلک هم بایدم جُستن ز جو،
کل شیء هالک الا وجهه،

بار دیگر از مَلک قربان شوم،
آنچ اندر وهم ناید آن شوم،

پس عدم گردم عدم چون ارغُنون،
گویدم که «انا الیه راجعون»




«جلال الدین محمد بلخی»
دیدگاه ها (۱)

قانون «مورفی» منسوب به یک مهندس هوافضا در امریکا است که مجمو...

به یاد من باش!،کنار هر شقایقی، هر جا که دیدی عاشقی،هر جا صدا...

اغلب دیگران را بیش از آنچه که خوشبخت هستند، تصور می کنیم عمد...

«اخلاقِ بزرگی»: فرد صاحب مقامی را بزرگوار می توان خطاب کرد ک...

از جمادی مردم و نامی شدموز نما مردم به حیوان سرزدممردم از حی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط