ای عشق رفته از دل من از سفر بیا

ای عشق رفته از دل من از سفر بیا
در خواب من شبانه ولی با خبر بیا


از راه درد می گذرد آن که عاشق است
همواره راه عشق که شد پر خطر؛بیا

شد وقت آنکه صبح پر از عشق تو شود
ای از نظر همیشه نهان تا سحر بیا

در آسمان قلب منی؛ ماه روشنم
چون بدر کاملی همه شب ای قمر بیا

چون میروی برو که غمی هست بر دلم
شعرم پراز نبود تو بار دگر بیا
دیدگاه ها (۴)

کاش می شد که بیایی تو به احوال دلمبا وجود تو کمی خوب شود حال...

خلوت نشین خاطر دیوانه ی منیافسونگری و گرمی افسانه ی منیبودیم...

می شکفد خنده ها ... در نَفَس ناز صبح✨با تو تماشا کنیم ... مژ...

بگذار لبم از لب تو کـــــام بگیردشاید که دلم انــدکی آرام بگ...

دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفتآمدم نعره مزن جامه مدر هیچ ...

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره ب...

آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برمور تو بگوییم که نی نی ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط