مدتی هست که حیرانم و تدبیری نیست

مدتی هست که حیرانم و تدبیری نیست
عاشق بی سر و سامانم و تدبیری نیست

از غمت سر به گریبانم و تدبیری نیست
خون دل رفته به دامانم و تدبیری نیست

از جفای تو بدینسانم و تدبیری نیست
چه توان کرد پشیمانم و تدبیری نیست

شرح درماندگی خود به که تقریر کنم؟
عاجزم چاره من چیست چه تدبیر کنم؟
دیدگاه ها (۱)

دوازده پیام مدیریتی از حضرت امیرالمؤمنین امام علی علیه السلا...

ندونستی عاشقی چه رنگیه ؟ نمی دونستی به این قشنگیه ندونستی ...

چون من هیچم از من هیچ مخواه، چون اوست اوست، همه او باشد. منِ...

«فاتحه»:پروردگارا ! تو خویش ذاتت را از جانب کسی که فرمان داد...

دسـت مـن نـیسـت که مـن ، بی تو هنوز ویرانم ...دست من نیست که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط