چند پارتی»

چند پارتی»

وقتی دبیرستانی بودی و اذیتت میکردن و....🐾🐳پارت اخر:////

سویون{نفسی گرفتم و طوری که معلوم نباشه صدام میلرزه گفتم...ح...حدود چند ماه که تو مدرسه یه اکیپ داره اذیتم میکنه...سر دستشون یه دخترس که بهت علاقه داره و از وقتی فهمیده همسرتم هی منو اذیت میکنه

جیمین{با شنیدن حرفاش داشتم جوش میوردم...چند ماهه دارن اذیتش میکنن و منه لعنتی اینقد مشغول بودم نفهمیده بودم؟...با دیدن اشکاش که از چشماش جاری شده بود به سمتش رفتم و تو اغوشم گرفتمش...هیس دختر کوچولو اروم باش...من کنارتم سویون...فردا باهم میریم دبیرستان و کاری میکنم جلوی پاهات زانو بزنه.

سویون{جیمین من خیلی میترسم هق...اگه اگه رایا نبود تا الان دیونه شده بودم*گریه*

جیمین{دستمو توی موهاش فرد و کردم و همونجوری که بوسه های ریزی روی موهاش میشوندم گفتم...اونا دیگه قرار نیست اذیتت کنن سویونا دیگه نمیزارم که اذیتت کنن

سویون{بهم قول میدی؟

جیمین{اوهوم...حالا هم اشکاتو پاک کن میدونی با اشکات قلبم میریزه

سویون{لبخندی زدم و دستی به چشمام کشیدم...با دیدن نگاه خیره ی جیمین جلو رفتم و بوسه ی کوتاهی رو لباش نشوندم که چشمکی زد

جیمین{کم بود ولی میپذیرم

سویون{نه بابا چه پررو

جیمین{تک خنده ای کردم و دستمو دور کمر ظریفش حلقه کردم...خیلی دوست دارم خانوم کوچولو.

سویون{عاشقتم پارک جیمین:)

The End:)
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
سلام توت فرنگیام🍮✨
اینم از پارت اخر امیدوارم دوسش داشته باشین عذر میخوام که روند پارت گزاری دیر به دیر شد توی فیک بعدی جبران میکنم 🐳🤍
دیدگاه ها (۲۸)

«چند پارتی»وقتی دبیرستانی بودی و اذیتت میکردن و....🐾🐳پارت دو...

«چند پارتی»وقتی دبیرستانی بودی و اذیتت میکردن و....🐾🐳پارت او...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط