هیچی سختتر از این نیست که از همون سلام اول نگران روز خد

هیچی سخت‌تر از این نیست که از همون سلام اول، نگران روز خداحافظی باشی.
انگار بعضیا، از لحظه‌ی اومدن، داغ رفتن رو روی دلت می‌ذارن.
درست وقتی می‌خوای حرف بزنی، می‌خوای بهش بگی؛ باش، بمون، با تو حالم خوبه.. از چشماش می‌خونی که باید سکوت کنی.
از نگاهش می‌فهمی که باید سکوت کنی و خودت رو پیشش جا بذاری.
من فکر می‌کنم ما توی زندگی، همینقدر اختیار داریم، همینقدر حق انتخاب داریم که بشینیم و رفتن یکی دیگه رو سیر تماشا کنیم.
ما دقیقا همینقدر مختاریم.

من هیچوقت درک نکردم، اصلا چرا باید روزی، آدمی رو ببینم که وقت رفتنش، وجودم رو با خودش می‌بره!
یواشکی دوستت دارم 😔
دیدگاه ها (۳۹)

هیچ وقت آرزو نڪردم ای ڪاش مال من باشی این آرزو امڪان نداشت ا...

بعد از سال ها خوب می دانم عشق در بیست سالگی هیچ شور و حالی ن...

موهایم را بلند کردم که وقتی از خواب بیدار میشوم پریشانی اش د...

اون وقتایی که اخمات تو همه،اون وقتایی که کارات تو هم گره میخ...

هیسطوری

انتقام خونینپارت۱۱رومینا:دکتر گفت که پنجپنجاه پنجاه هست من ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط